می‌دانید چرا می‌گویند: "همه کرتی‌ها دروغگو هستند!"

تعریفی کلی در مورد مفهوم پارادوکس دروغگو

2153085
می‌دانید چرا می‌گویند: "همه کرتی‌ها دروغگو هستند!"

یکی از معروف ترین پارادوکس‌ها، پارادوکس دروغگو است. این زمانی شروع شد که اپیمنیدس یونانی اهل کرت گفت "همه کرتی ها دروغگو هستند." نسخه ساده تر این ایده اینطور می‌شود "این جمله غلط است"، خودش غلط می‌شود اگر درست از آب در بیاید. اساسا، امکان ندارد بگوییم که آیا جمله درست است یا غلط. این نوع بیان به پارادوکس اپیمنیدس هم شناخته می‌شود.

جمله "همه کرتی ها دروغگو هستند" منسوب به اپیمنیدس اهل کرت که تصور می‌شود در قرن ششم یا هفتم قبل از میلاد می‌زیسته‌، مفهوم پارادوکس را نشان می‌دهد.  قبل از صحبت در مورد پارادوکس، اجازه دهید در اینجا به طور خاص در مورد کلمه "دروغگو" توضیح بدهیم.

 برای مثال در جمله "این جمله‌ای که همین الان دارم می‌گویم دروغ است." می‌پرسیم که آیا این گزاره راست است یا دروغ؟ اگر راست باشد، آنچه می‌گوید درست و مطابق با واقع است، پس درست می‌گوید که دروغ است، پس دروغ است، و این در حالی است که کمی پیش‌تر گفتیم راست است، پس این گزاره هم راست است و هم دروغ. حال اگر فرض کنیم که دروغ باشد، از آن‌جا که خودش هم به کذب خود اذعان می‌کند؛ راست است. در هر دو حالت (چه در ابتدا آن را راست درنظر بگیریم و چه دروغ) به نظر می‌رسد که نهایتآ این گزاره هم راست است و هم دروغ.

پارادوکس در جمله معروف اپیمنیدس که می‌گوید: "همه کرتی‌ها دروغگو هستند!، صادق است. در این زمینه با فرض اینکه اپیمنیدس راست می گوید، نتیجه می‌گیریم در جمله اهالی کرت دروغ نمی گویند کسی در بین این اهالی هست که دروغ نمی‌گوید. مطابق با اصول منطق، در برابر گزاره‌های جهانی یک مثال برای نادرست دانستن آن گزاره کافی است. در مورد دوم اپیمنیدس اگر دروغگو باشد این جمله هم دروغ است. در این صورت نمی‌توانیم بگویم که همه کرتی ها دروغگو هستند.

در پارادوکس، یک گزاره هم گزاره خاص خود و هم گزاره متناقض خود را دارد که ممکن است هر دو صحیح باشد. یکی از ویژگی هایی که پارادوکس را جالب می کند این است که اگر حکمی که در گزاره مطرح شده صحیح باشد، بدیهی است که اشتباه است. پارادوکس ها، ناشی از استفاده یا کاربرد نادرست قواعد منطق هستند.  

از نظر ارسطو، بنیانگذار منطق کلاسیک، سه اصل اساسی در منطق وجود دارد. اینها اصول همسان پنداری، عدم تضاد و عدم باور به وجود حالتی دیگر است. گزاره "این یک قلم است" همسان پنداری را نشان می‌دهد. گزاره "قلم چیزی نیست که قلم نباشد" عدم تضاد را نشان داده و این گزاره که "یک شی یا قلم است یا نیست"عدم امکان حالت سوم را بیان می کند. پارادوکس ها به این دلیل رخ می دهند که این سه اصل را زیر پا گذاشته و مغایر با منطق تلقی می‌شود.



خبرهای مرتبط