بازتاب رقابتهای جهانی/منطقه‌ای در تفاسیر مربوط به سیاست خارجی ترکیه

تاریخ ترکیه نشان می‌دهد که همیشه حتی در سخت‌ترین شرایط سیاست خارجی کارساز و قدرتمندی به کار گرفته شده‌است

1487876
بازتاب رقابتهای جهانی/منطقه‌ای در تفاسیر مربوط به سیاست خارجی ترکیه

اخیراً رسانه‌های گروهی و مراکز مطالعاتی منطقه‌ای و بین‌المللی با گرایشات متفاوت سیاسی، تفاسیر مختلفی در خصوص محرکه‌های سیاست خارجی ترک ارائه می دهند.
در اکثریت قریب به اتفاق این تحلیلها با نادیده گرفتن تلاطمات ناشی از ابهامات ژئوپلیتیک ترجیحاً تفاسیری 'رهبر محور' منتشر می‌شود. در همین خصوص در ارتباط با ترکیه نیز ادعا می شود که رئیس جمهور رجب طیب اردوغان سیاستهای غیر مستدل، ستیزه‌ جویانه و توسعه‌طلبانه را دنبال می کند که این نیز از جهان‌بینی و برداشت وی از تاریخ ناشی می‌شود. در تفاسیری از این دست که نمونه اخیر آن را می‌توان در اظهارات امانوئل مکرون مشاهده کرد عموماً مفاهیمی چون اسلام‌گرایی، نئو عثمانیزم، خلافت، سلطنت و سلطه‌جویی به کرات استعمال می‌شود. با این حال بر کسی پوشیده نیست که جهان‌بینی، مرام و آرمانهای رهبران نقش مهمی در ساخت شالوده سیاست داخلی و خارجی کشورها دارد. مسلماً حزب عدالت و توسعه به عنوان حزب حاکم از سال 2002 تا کنون و رهبر آن نیز در رابطه با رسالت تاریخی ترکیه، اهداف و گفتمان مطمئن و موثقی دارند. به علاوه سیاستهای موجود حتی اگر تنها با استناد به تاریخ جمهوری ترکیه مورد ارزیابی قرار گیرد مشخص می‌شود که سیاست خارجی آنکارا که هم اکنون در جغرافیایی وسیع دنبال می‌شود و حتی تلاشها برای ارزیابی ابهامات و بحرانها به مناسبترین شکل ممکن، در اصل دارای مداومت و پیوستگی ریشه‌داری است.
تاریخ کشور نشان می‌دهد که همیشه حتی در سخت‌ترین شرایط سیاست خارجی کارساز و قدرتمندی به کار گرفته شده‌است. حدود ترسیم شده با جنگ استقلال ترکیه و پیمان لوزان که در نتیجه این جنگ امضا شد، حتی از نظر کادر موسس جمهوری ترکیه نیز هرگز به عنوان حوزه منحصر نفوذ پذیرفته نشد. با اینکه احقاق حقوق تاریخی ترکیه در خصوص موصل و کرکوک میسر نگردید ولی در واقعه پیوستن حاتای به سرزمین مادری در سال 1939، ترکیه با استفاده از فرصت ترک منطقه از سوی فرانسه "استعمارگر"، شهر حاتای که از دوره امپراتوری سلجوقیان بدین سو بخشی از موطن ترکان بود را از طریق روابط دیپلماتیک مجدداً ضمیمه خاک آناتولی کرد. 
در سال 1974، کودتای خونتای نظامیان یونان در قبرس نیز این فرصت را برای آنکار فراهم کرد تا در این منطقه که آن را از لحاظ تاریخی و فرهنگی ادامه خاک آناتولی تلقی می کند به عملیات صلح‌آمیز جامعی جامه عمل بپوشاند که در نتیجه این عملیات حدود 50 سال است جو صلح و آرامش بر قبرس حکمفرماست. اگرچه در پی این عملیات که در خلال جنگ سرد محقق شد، تحریمات متعددی علیه ترکیه اعمال گردید ولی این وضعیت نتوانست تغییری در استراتژی بنیادین آنکارا در موضوع قبرس به وجود آورد. و باز طرح آرمان "جهان ترک از آدریاتیک تا دیوار چین" از سوی دولت ائتلاف در دهه نود که به نسبت ضعیف‌ترین دوره در تاریخ ترکیه به شمار می‌رود نشانگر شعور و هشیاری پیوسته سیاسی آنکاراست.
از قرار معلوم اعلام پیروزی نهایی از سوی بلوک غرب به رهبری آمریکا در سال 1991 به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیری شوروی، در واقع تنها یک میان پرده کوتاه محسوب می‌شود. سبقت گرفتن چین از آمریکا در بسیاری از زمینه‌های خطیر و راهبردی طی چهل سال اخیر، زنگهای خطر برای واشنگتن را به صدا در آورده‌است. آمریکا بر این امر واقف است که در صورت عدم اتخاذ سریع تدابیر کارساز، اوج‌گیری به ظاهر "مسالمت‌آمیز" چین می‌تواند به نقش این کشور به عنوان رهبر جهان پایان دهد. این جهش به ویژه در زمینه تکنولوژیهای پیشرفته از جمله هوش مصنوعی و نسل پنجم ارتباطات سیار سلولی نمود بیشتری دارد. درست در همین موقعیت آمریکا در تلاش است تا به هر بهای ممکن-حتی توسل به تهدید- مانع از همکاری متحدین سنتی خود چون انگلستان و اسرائیل با شرکتهای تکنولوژی چینی شود. اقدامات ضد چینی آمریکا تنها محدود به بخش تکنولوژی و یا متحدین سنتی خود نیست. تلاشهای اخیر این کشور برای یافتن متحدین جدید نیز قابل توجه بسیار است. آمریکا به ویژه در مناطق جنوبی و شرقی آسیا سعی دارد تا کشورهایی چون ژاپن، استرالیا، کره و هندوستان را حول محور ضدیت با چین گرد هم آورد. طبیعتاً پکن نیز در مقابل این خیز آمریکا ساکت ننشسته با برخی از کشورهای مطرح مسلمان مانند پاکستان و کشورهای آفریقایی روابط فوق‌العاده استراتژیک برقرار کرده است. به علاوه در چارچوب پروژه "یک کمربند یک راه" به پیشبرد اهداف خود و تقویت روابط استراتژیک با بسیاری از کشورها ادامه می‌دهد.
تنش بین ایالات متحده و چین که بیشتر در قاره آسیا در حال جریان است و به رغم عدم گمانه‌زنی قاطع در خصوص درجه شدت آن، قطعاً طی سالهای آتی نیز ادامه خواهد داشت، قدرتهای منطقه‌ای را نیز تحت تاثیر قرار داده‌است. برخی از این کشورها مستقیماً به بخشی از این تنش تبدیل شده‌اند، برخی از کشورها نیز سعی دارند تا حد ممکن بی‌طرفی خود را حفظ کنند. در این راستا اندونزی با موضع بی‌طرفانه و موقعیت استراتژیکی خود کشور مطرح در جنوب شرق آسیا است. ترکیه نیز کشور متمایز در غرب آسیاست که به رغم تیرگی روابط در برخی زمینه‌ها به دلیل کودتای نافرجام 15 ژوئیه، در طول تاریخ روابط خوبی با آمریکا داشته و با عمق استراتژیک و تاریخ خود به توسعه حوزه نفوذش ادامه می دهد. دیگر قدرت مهم منطقه هم ایران است که به دلیل تحریمات گسترده‌ای که پس از اقدامات مفرط توسعه‌طلبانه در خلال بحران سوریه با آن روبرو شده هم اکنون تاب و توان خود را از دست داده و برای رهایی از فروپاشی در تلاش برای عقد یک قرارداد استراتژیک بلند مدت با چین است.
به طور کلی می توان گفت که اکثر تفاسیر نوشته شده در رابطه با ترکیه و رهبری ترکیه بیش از یک مقاله تحلیلی، با هدف تاثیر بر مردم و رهبران منطقه به نگارش در آمده است. هدف غایی این نیز همچنانکه در نمونه اخیر "عادی سازی روابط امارات-اسرائیل" نیز مشاهده شد، تلاش برای تامین فضای لازم برای فعالیتهای اسرائیل، کشورهای نزدیک به اسرائیل چون امارات و برخی گروههای مسلح با استفاده از جو ‌ابهام‌آلود حاکم بر منطقه است. تاکید اغراق‌آمیز بر کلیشه تهدید ترک و بعضاً نیز ایران در حقیقت تلاشی برای مشروعیت بخشی به اشغالگری و توسعه‌طلبی یکی از عوامل اصلی ایجاد بی‌ثباتی در منطقه یعنی اسرائیل در نزد افکار عمومی منطقه است. اگر چه اقدامات این چنینی کشوری نو پا مانند امارات امری عادی است ولی اتخاذ مواضع بلند مدت بر مبنای همکاریهای منطقه‌ای از سوی کشورهای ریشه‌دار عربی، از لحاظ تامین آرامش و رفاه منطقه امری ضروریست.
در دوره‌ای که منابع سوختهای فسیلی آغاز به از دست دادن اهمیت خود کرده، افزایش بی رویه جمعیت و منابع آبی ناکافی، امنیت غذایی را تهدید می کند و نیز بیماریهای همه‌گیر  تاثیرات مخرب عمیقی بر پیکر اقتصاد کشورها بر جای می‌گذارد، معدود کشور منطقه که قادر به ادامه موجودیت خود خواهند بود، گزینه‌ای جز مشارکت و همکاری جمعی در پیش رو ندارند. اگر فرصتی که ده سال پیش از دست رفت مجدداً نادیده گرفته شود و قدرتهای منطقه‌ای چون ترکیه، مصر و ایران با کنار گذاشتن اختلافات ناچیز موجود، توجه خود را معطوف به آینده نکنند، منطقه‌ای گسترده اسیر در پنجه گرسنگی، فقر و حکومتهای نالایق، تبدیل به لبنانی بزرگ خواهد شد.   

نویسنده: دکتر حقی اویغور نائب رئیس مرکز مطالعات ایرانی آنکارا



خبرهای مرتبط