تحلیلی بر انفجار و آتش‌سوزیهای پی‌درپی اخیر در ایران

اعلام وقوع حادثه از سوی گروههای ناشناس مشکوک چون یوزپلنگان وطن حتی قبل از مقامات ایرانی، احتمال اقدامات خرابکارنه گسترده را تقویت می کند

1451552
تحلیلی بر انفجار و آتش‌سوزیهای پی‌درپی اخیر در ایران

در پی وقوع چندین مورد آتش سوزی و انفجار طی هفته‌های اخیر در ایران، رسانه‌های داخلی و خارجی تفاسیر زیادی مبنی بر تصادفی و یا خرابکاری بودن این وقایع منتشر کردند.
حوادث رخ داده در بیمارستانهای تهران و تاسیسات پتروشیمی و تولید نیروی موجود در سواحل خلیج و تکرار موارد مشابه در مراکز حساس هسته‌ای و موشکی، به این باور که حوادث مذکور حوادث تصادفی ناشی از خطای انسانی نیست قوت می بخشد. چنانکه عدم انتشار اطلاعیه‌ای در خصوص جزئیات حادثه به خاطر ملاحظات امنیتی از سوی شورای امنیت ملی پس از وقوع انفجار در سایت هسته‌ای نطنز و یا پنهانکاری در خصوص انفجار در مرکز تولید موشک در خجیر که در اظهارات اولیه محل وقوع حادثه منطقه عمومی پارچین ذکر شد، به ادعاهای عمدی بودن این حوادث قوت می بخشد.
بیان این ادعاها از سوی مفسرین و ناظرین اسرائیلی و افراد و سازمانهای منطقه‌ای نزدیک به اسرائیل و نیز اعلام وقوع حادثه از سوی گروههای ناشناس مشکوک چون یوزپلنگان وطن حتی قبل از مقامات ایرانی، احتمال اقدامات خرابکارنه گسترده را تقویت می کند. در همین راستا اظهارات بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران پس از حمله نطنز مبنی بر اتخاذ تدابیر پدافندی پیشرفته نیز جالب توجه است.
چنانکه معلوم است ایران از ماه مه 2018 تحت فشار شدید دولت ترامپ قرار دارد. هرچند تحریمات اقتصادی،  پایه اصلی این استراتژی موسوم به "فشار حداکثری" را تشکیل می دهد ولی به این تنش به ویژه از  ماه مه 2019 به این سو بعد نظامی نیز افزوده شد. چنانکه در اوایل سال جاری میلادی کشته شدن قاسم سلیمانی و همراهانش و طی اقدامی تلافی جویانه حمله موشکی ایران به تاسیسات نظامی آمریکا در بغداد، نقطه اوج این تنش نظامی بود.
تهران که تحت تاثیر فشارهای اقتصادی روزهای سختی را سپری کرده و همچنانکه بحران ارزی هفته اخیر نیز نشان داد در مقابله با چالشهای مالی با چاشنی کرونا دچار مشکل شده است، در عین حال ناگزیر شده تا حملات اسرائیل در سوریه که حالت روتین به خود گرفته را بی پاسخ بگذارد. بیانات برخی از مقامات ایرانی مبنی بر اینکه "اگر اثبات شود این حمله از سوی دشمن صورت گرفته، پاسخ می دهیم" از این منظر حائز اهمیت است. به همین ترتیب، پست و پیام شماری از چهره های فعال شبکه‌های اجتماعی با مضمون "به دلیل بی پاسخ ماندن سوء قصد سلیمانی و حملات در سوریه، اکنون در خانه خود هدف حملات دشمن هستیم" نشان می دهد که طیفی از شهروندان ایرانی در خصوص عاملین حملات تردیدی ندارند.    
این حملات گسترده خرابکارانه خواه به صورت سایبری، خواه همانند آنچه در نطنز ادعا می شود به صورت حملات فیزیکی به تاسیسات، گویای این واقعیت است که حکومت ایران با شکل جدیدی از مبارزه طلبی روبروست. در روندی که رئیس جمهور حسن روحانی از آن به عنوان "سختترین سال ایران" یاد کرد، مخصوصاً فاصله زمانی تا برگزاری انتخابات در ایالات متحده آمریکا، حساس تلقی می شود. روحانی که در آخرین دور ریاست جمهوری خود در داخل کشور با مشکلاتی چون سلسله استیضاحات نمایندگان مجلس تحت کنترل اصولگرایان خشونت طلب، تلفات تصاعدی شیوع کرونا و مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش قیمت ارز که در دوره ریاست جمهوری وی حدود 5 برابر افزایش داشته درگیر است به طور همزمان در خارج نیز مجبور است تحولاتی چون تحریم تسلیحاتی که آمریکا در تلاش برای تامین زمینه آن در عرصه بین المللی است، اتهامات جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه تهران و نیز واقعیت تعریف نشده تنزل و پسرفت استراتژیکی در عراق و سوریه را مدیریت کند.
همانگونه که جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی آمریکا در کتاب جنجالی خود به کرات به آن اشاره می کند، در صورت تبدیل ایران به یکی از موضوعات انتخابات ایالات متحده، می‌توانیم شاهد رویدادهای متفاوت‌تری نیز باشیم. ترامپ، قبل از انتخابات، جهت کسب امتیاز در مورد مذکرات که تمایل بسیاری به انجام آن دارد، می تواند به تشدید و انگیزش احساسات ضد ایرانی مبادرت ورزد و یا یکی از حملات متقابل منطقه‌ای تهران با هدف اثبات موجودیت ممکن است با نتایجی غیر قابل پیش‌بینی به همراه باشد. به هر تقدیر چنین به نظر می رسد که در طول تابستان روزهای به تمام معنا گرمی در انتظار است. 

  
نویسنده: دکتر حقی اویغور نائب رئیس مرکز مطالعات ایرانی آنکارا   

 



خبرهای مرتبط