تفسیر سیاسی هفته 4 - اوضاع لیبی در پی کنفرانس برلین

اگر چه کنفرانس برلین زمینه توقف فعلی درگیری ها در لیبی را فراهم کرد ولی نتایجی که بتواند بحران لیبی را به طور کامل رفع کند، در پی نداشت.

تفسیر سیاسی هفته 4 - اوضاع لیبی در پی کنفرانس برلین

در پی کنفرانسی که هفته گذشته با محوریت لیبی در برلین پایتخت آلمان برگزار شد، زمینه توقف فعلی درگیری ها در لیبی فراهم شد. ولی این کنفرانس نتایجی که بتواند بحران لیبی را به طور کامل رفع کند، در پی نداشت. برای حل بحران لیبی ابتدا باید بازیگران مرتبط با جامعه بین المللی، بازیگران منطقه ای و بازیگران محلی در داخل اینکشور با یکدیگر توافق کنند. به رغم اینکه کنفرانس برلین برای حصول این توافق، یک بستر دیپلماتیک فراهم کرد ولی یک توافق کلی حاصل نشد. از آوریل 2019 تاکنون به اصلاح ارتش ملی لیبی تحت حمایت خلیفه حفتر، بر علیه حکومت وفاق ملی که از سوی سازمان ملل مشروع اعلام شده و تنها نماینده لیبی محسوب میشود، عملیات نظامی ترتیب میدهد. حفتر از سوی در راس امارات متحده عربی و دولتهایی نظیر مصر، عربستان سعودی و فرانسه مورد حمایت قرار میگرد. حمایت فرانسه از حفتر تناقض بزرگیست. زیرا فرانسه به عنوان یکی از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد، از جرایم جنگی حفتر در لیبی حمایت کرده و از یک عملیات غیرمشروع بر علیه دولتی که از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته شده چشم پوشی میکند.

***

امارات متحده عربی و مصر در بین بزرگترین حامیان خلیفه حفتر جای میگیرند. در سایه پایگاه هوایی که از سوی امارات در لیبی اداره میشود و حمایت اینکشور از خلیفه حفتر، نیروهای وابسته به حفتر بخش اعظمی از این کشور را تحت کنترل خود درآوردند. مصر نیز در طول این روند از حفتر حمایت کرد. حتی سربازان خود را در منطقه مستقر کرد. امارات متحده عربی، مصر و عربستان سعودی خواهان یک حکومت اتوریتر و در عین حال نظامی در لیبی میباشند. این رویکردی است که در پی بهار عربی به سیاست اساسی کشورهای مذکور تبدیل شده است.

با نگاه به بیانیه 55 ماده ای منتشر شده در کنفرانس برلین، متوجه میشویم که توازن نطامی موجود در لیبی، میتواند نتایجی به نفع حفتر و حامیان او در پی داشته باشد. چرا که بیانیه نهایی از مداخلات غیرمشروع حفتر چشم پوشی کرده و حفتر را به بازیگر مشروع در منطقه تبدیل میکند. در مجموع، چندین بازیگر خارجی منجمله مصر و امارات که در لیبی سرمایه گذاری کرده اند، خواهان پایدار کردن تاثیر سیاسی و نظامی حفتر بر روی دولت طرابلس هستند. بدین ترتیب در صورت صاحب سخن شدن حفتر در کنترل وزارت نفت و بانک مرکزی لیبی، در تعیین آینده این کشور نیز نقش خواهد داشت. از همه مهمتر، اگر چه در بیانیه پایانی کنفرانس برلین، پیام هایی دال بر ادامه تحریمات شدید تسلیحاتی بر علیه لیبی و عقب نشینی عناصر خارجی مستقر در این کشور داده شد، ولی میتوان گفت که امارات متحده عربی به این موضوع عمل نکرده است. این، وضعیت در منطقه را پیچیده تر کرده و روند پیدایش یک راه حل سیاسی به این مسئله را با مشکل مواجه کرده است.

ترکیه که در طول روند بحران در لیبی همواره در کنار دولت وفاق ملی جای گرفته است، در کنفرانس برلین نیز از رویکرد مبتنی بر پیدایش راه حل پیروی کرد. به رغم نداشتن رضایت کامل از کلیه مواد این توافق، با جای گیری در کنار دولت وفاق ملی نشان داد که این دولت را تنها نگذاشته است. در حقیقت اگر ترکیه وارد عمل نمیشد، نیروهای حفتر ممکن بود ظرف مدت کوتاهی، طرابلس را تحت اشغال قرار دهند. توافق امضاء شده بین ترکیه و لیبی در تاریخ 27 نوامبر 2019، در مقیاس وسیعی این زمینه را فراهم کرد. ترکیه دیگر هم از نظر نظامی و هم از نظر دیپلماتیک یکی از مهمترین طرفین در لیبی به شمار میرود. ترکیه به خوبی میداند که حل مسئله لیبی از طرق نظامی امکان پذیر نخواهد بود. از اینرو نیز در کنفرانس برلین قاطعانه طرفین را به توافق دعوت کرد.

کنفرانس برلین یک راه حل پایدار برای مسئله لیبی به همراه نداشت. ولی چگونگی نقشه راهی که از این پس باید بر اساس آن حرکت کرد را به منصه ظهور رساند. اصرار حفتر و حامیان آن در مورد راه حل نظامی، بحران لیبی را عمیق تر و امکان پذیر خواهد کرد. این رویکرد، میتواند منجر به تعمیق بیشتر یک بحران منطقه ای نظیر بحران سوریه و بی ثبات تر کردن منطقه شود. از اینرو باید کنفرانس برلین را به عنوان یک فرصت تلقی کرد.

 

نویسنده : مراد یشیلتاش نویسنده و محقق بنیاد مطالعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ترکیه

 

 

اگر چه کنفرانس برلین زمینه توقف فعلی درگیری ها در لیبی را فراهم کرد ولی نتایجی که بتواند بحران لیبی را به طور کامل رفع کند، در پی نداشت.



خبرهای مرتبط