تفسیر سیاسی هفته 2 - تنش بین ایران و آمریکا

ارزیابی های مراد یشیلتاش نویسنده و محقق بنیاد مطالعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در این زمینه

تفسیر سیاسی هفته 2 - تنش بین ایران و آمریکا

در پی ترور قاسم سلیمانی فرمانده سپاه پاسداران ایران در بغداد توسط آمریکا و هدف قرار داده شدن پایگاه های نظامی آمریکا در عراق از سوی ایران، تنش ایجاد شده بین این دو کشور به اوج رسید. سلیمانی به عنوان فرمانده نیروی ویژه قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، ستون فقرات سیاست منطقه ای اخیر ایران را تشکیل میداد. سلیمانی در پی آغاز قیام های عربی به عنوان مهمترین چهره ای شناخته میشد که عملیات های برون مرزی ایران را فرماندهی میکرد. قاسم سلیمانی با ایفای نقشی فعال در کشورهای لبنان، سوریه، عراق و یمن، حضور شبه نظامیان شیعه در درگیری های منطقه ای را برنامه ریزی میکرد. سلیمانی علاوه بر این، با برقراری اوتوریته بر روی شبه نظامیان در لبنان و یمن، در سیاست داخلی ایران به محبوبیت بیشتری نسبت به آیت الله خامنه ای رهبر دینی و حسن روحانی رئیس جمهوری اینکشور دست یافته بود. با نگاهی به نقش هایی که سلیمانی ایفا میکرد و وظایفی که بر عهده داشت خواهیم دید که کشته شدن او میتواند روند متزلزل کننده عمیقی را در ایران آغاز کند.

***

ترور سلیمانی و در پی آن نیز مقابله به مثل شدید ایران، سندی است دال بر تنش آلود بودن جو سیاسی در خاورمیانه در سال 2020. معلوم نیست که آیا تنش بین ایران و آمریکا، این دو کشور را به ورطه یک جنگ مستقیم خواهد کشاند یا خیر ولی یقینا این تنش بر عمیق تر شدن جنگ سرپوشیده ای که از مدتها پیش مابین این دو بازیگر ادامه دارد، دامن خواهد زد. دولت تهران، پس از کشته شدن سلیمانی سوگند خورد انتقام خواهد گرفت و ظرف مدت کوتاهی نیز وفادار به سوگندش عمل کرد. جامعه ایران که مدتهاست روزهای سختی را پشت سر میگذارند در خیابانهای تهران شعارهایی با مضمون انتقام سرمیدهند. در خیابان های بغداد نیز شعارهایی با مضمون انتقام مهندس که همراه با سلیمانی ترور شد به گوش میرسد. حتی گروه های مسلح کوچک و بزرگ تازه تشکیل نیز تصاویری مبنی بر اینکه انتقام هر دوی این فرمانده هان را خواهند گرفت، منتشر میکنند. پارلمان عراق نیز تصمیمی در رابطه با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور گرفت. و سوال این است که آیا عراق که مدتهاست با درگیری های داخلی و هرج و مرج دست و پنجه نرم میکند، چگونه این روند دشوار را مدیریت خواهد کرد. عراقی ها خیلی خوب میدانند که تنش بین ایران – آمریکا و رقابت بین این دو کشور تا چه حد برای کشورشان مخرب است. ولی کاری از دستشان برنمی آید. نه آمریکا و نه ایران، هیچکدام از فرمول جادویی ساختن یک "عراق مستقل" را ندارند.

دولت تهران برای پاسخ دادن به اقدام آمریکا، فورا اعضای شورای عالی امنیت ملی را در نشستی اضطراری گرد هم آورد. آیت الله خامنه ای نیز در این نشست حضور یافت. دولت ایران پرچم های قرمز جنگ را که در بین شیعیان نیز نماد قدرتمندی به شمار میرود را بر روی گنبد ها نصب کرد. دولت تهران همچنین طی بیانیه ای اعلام کرد که به هیچ کدام از تعهدات توافق هسته‌ای پایبند نخواهد بود. این دولت اعلام کرد که به غنی سازی اورانیوم ادامه داده و تاکید کرد که پاسخ کوبنده ای به آمریکا خواهد داد. تهران همین طور نیز عمل کرده و پایگاه های نظامی آمریکا در عراق را هدف گرفت. البته در حال حاضر سخت است که بگوییم این حمله پاسخی به ترور سلیمانی بوده است. رویکرد آمریکا در این زمینه بسیار حائز اهمیت خواهد بود.

کشته شدن سلیمانی همچون زمین لرزه ای خاورمیانه را تکان داد. کلیه بازیگران سعی میکنند تحولات پس از این رویداد را تخمین زده و بر این اساس محاسبات خود را انجام میدهند. در حال حاضر ترکیه تنها کشوری است که از طرفین خواستار اعتدال و متانت است. اسرائیل از کشته شدن سلیمانی خوشنود است. عربستان سعودی کشور سلیمانی را به عنوان فردی که دستش آغشته به خون است میشناسد. قطعا این کشور نیز هم اکنون خوشحال است ولی از سویی نیز نگران است واکنش ایران به سمت او متمایل شود. کشورهای کوچک خلیج نیز نگرانند. جامعه بین المللی نیز به سکوت خود ادامه میدهد. پاسخ های داده شده ضعیف است. آمریکا نیز از سویی به نظر میرسد که جنگ را به جان خریده و از سویی دیگر نیز میکوشد تا از میزان تنش کاسته و ایران را برای نشاندن مجدد پای میز مذاکره متقاعد کند. معلوم نیست که جنگی رخ خواهد داد یا خیر ولی قطعا 2020 سالی توام با تنش برای خاورمیانه خواهد بود.

 

نویسنده: مراد یشیلتاش نویسنده و محقق بنیاد مطالعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی 



خبرهای مرتبط