ترکیه خانه من، 52-

در برنامه امروز داستان زندگی یک خانم جوان روس که از سال 2011 تاکنون در آنکارا زندگی می کند را برایتان روایت خواهیم کرد

ترکیه خانه من، 52-

مارگاریتا چیفتچی به خاطر عشقش وطن و شغل مورد علاقه اش بازیگری را رها کرد ه و به آنکارا آمد. اگر مایل به شنیدن داستان زندگی مارگاریتا هستید همراه با ما باشید.

مارگاریتا در سال 1985 در شهر بارنوال در نزدیکی Novosibirsk در فدراسیون روسیه به دنیا آمد. از سنین کودکی آرزو داشت که بازیگر شود. برای تحقق این آرزویش در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر در دانشگاه هنر تحصیل کرد. او در سال 2007 با موفقیت از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. و در همین دوره به ترکیه  سفر کرد. او و دختر عمویش برای دیدن یکی از بستگانشان به آنکارا آمدند. ولی قبل از آن سفر کوتاهی به استانبول انجام دادند. او که برای اولین بار به تنهایی و به کشوری خارجی سفر می کرد و قرار بود برای اولین بار دریا را ببیند خیلی هیجان زده بود.

مارگاریتا که در نوامبر 2007 وارد استانبول شد، عاشق بوی این شهر شد. بویی ناشناس که تا آن زمان احساس نکرده بود. این، "بوی دریا" بود. پس از خروج از فرودگاه در برابر آبی بیکران دریا حیرت زده شد.

او پس از گذراندن چند روز در استانبول با دخترعمویش به آنکارا سفر کرد. مارگاریتا که در آن سالها تنها 22 سال سن داشت، عاشق طبیعت، انسانها و میهمان نوازی مردم ترکیه شد.

او با اتمام تعطیلاتش به روسیه بازگشته و به عنوان بازیگر مشغول به کار شد. مارگاریتا دو سال بعد در سال 2009 برای گذراندن تعطیلات دوباره به ترکیه آمد. او در هتل محل اقامتش در آنتالیا با گوک آی همسر کنونی اش آشنا شد. آنها در نگاه اول عاشق هم نشدند. مارگاریتا و گوک آی پس از اتمام تعطیلات به خانه هایشان بازگشتند ولی از طریق سایت اجتماعی در ارتباط بودند. با گذشت هر روز بیشتر متوجه تفاهم بینشان شدند. علیرغم هزاران کیلومتر فاصله ای که بینشان بود، رابطه خیلی خوبی بینشان آغاز شد. مارگاریتا در سال نوی 2011 دوباره به آنکارا آمد. در همین دیدار تصمیم به ازدواج گرفتند و بالاخره در سپتامبر 2011 ازدواج کردند. مارگاریتا در مراسم عروسی که با 700 میهمان و رقص محلی بستگان همسرش که اهل منطقه دریای سیاه است، شوکه شده بود. او که در اوایل این رسم و رسوم برایش جالب بود، بعدها به آنها عادت کرد. با تولد پسرشان در سال 2012 خوشبختی خانواده چیفتچی چندین برابر شد.

مارگاریتا که از هفت سال گذشته تاکنون در ترکیه زندگی می کند. و با پسر شش ساله و همسرش گوک آی زندگی خوبی دارد. علیرغم اینکه در با فرهنگ های مختلف بزرگ شده و زبان مادری متفاوت دارند، مشکلی در زندگی خصوصی شان ندارند. به عقیده مارگاریتا این وضعیت به اینکه گوک آی انسانی ملایم و افتاده است، بستگی دارد. او می گوید: "گوک آی و خانواده اش همیشه و در هر شرایطی در کنار من هستند. من واقعا انسان خوش شانسی هستم." در طول این هفت سال ترکیه به خانه مارگاریتا تبدیل شده و تنها چیزی که دلش برایش تنگ می شود، بازیگری است.

عزیزان به پایان برنامه این هفته رسیدیم. تا برنامه ای دیگر و روایت داستان زندگی جدید خدانگهدار.

 



خبرهای مرتبط