ترکیه و چشم انداز تمدن جهانی - 51 - اگر اتحادیه اروپا دچار فروپاشی شود؟

ارزیابی های پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بیاضیت در رابطه با این موضوع:

ترکیه و چشم انداز تمدن جهانی - 51 - اگر اتحادیه اروپا دچار فروپاشی شود؟

اخیرا عناصری نظیر تصمیم انگلستان مبنی بر خروج از اتحادیه اروپا، واکنش ها در ایتالیا و برخی دیگر از کشورهای عضو این اتحادیه، افزایش نژاد پرستی، گفتمان های نفرت بار و همچنین تظاهرات اخیر جلیقه زرد ها سبب شده تا آینده اتحادیه اروپا مورد مباحثه قرار بگیرد. در این مقاله اتحادیه اروپا، دستاوردها و آینده آن را مورد تحلیل و بررسی قرار خواهیم داد.

هم اکنون توجه شما را به ارزیابی های پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بیاضیت در این رابطه جلب میکنیم:

اتحادیه اروپا چیست؟

اتحادیه اروپا در اصل اتحادی است که با هدف عدم درگیر شدن کشورهای اروپایی با یکدیگر در پی پایان اهداف امپریالیستی آنان در دیگر جغرافیاها تشکیل شده است. تا زمانیکه کشورهای موسس اتحادیه اروپا، جنگ را به یکدیگر متمایل نکرده بودند، از این وضعیت نارضایتی نداشتند. ولی دو جنگ جهانی و هزینه سنگین و وحشتبار این جنگها برای خود این کشورها و بشر، کشورهای اروپایی را برای ممانعت از وقوع سومین جنگ جهانی، به همکاری با یکدیگر متمایل ساخت.

دستاوردهای اتحادیه اروپا: صلح و کثرت گرایی

موفقیت اقتصادی کسب شده از سوی اروپا، نتیجه این همکاری، ثبات و ایجاد ارزشهای مشترک است. در اصل موفقیت اقتصادی اروپا، نتیجه جو ایجاد شده است. یووال نوآه هراری مورخ اسرائیلی و پرفسور و عضو هیات علمی دانشگاه هبرو، هفته گذشته در مصاحبه با روزنامه حریت، اعلام کرد، موفقیت اصلی اتحادیه اروپا، تاسیس صلح در این قاره میباشد. در صورت فروپاشی اروپا، جنگ مجددا به این قاره بازخواهد گشت. برخی از اظهارات هراری، از جنبه دستاوردهایی که پروژه اتحادیه اروپا در راستای تامین صلح، کثرت گرایی و مسامحه در اروپا ایجاد کرده است، بسیار حائز اهمیت است. وی در این باره میگوید: در اروپای قرون وسطی اثری از اغماض وجود نداشت. در سالهای 1600 در پاریس همه کاتولیک بودند. وقتی یک پروتستان وارد شهر میشد، او را به قتل میرساندند. در لندن همه پروتستان بودند، اگر یک کاتولیک وارد شهر میشد، او را به قتل میرساندند. در آنها سالها یهودیان تبعید میشدند. کسی مسلمانان را نمیخواست. در حالی که در همان دوره در استانبول، مسلمانان، کاتولیک ها، ارمنی ها، ارتدوکسها، رومی ها و بلغارها از مذاهب مختلف در کمال خوشبختی در کنار یکدیگر زندگی میکردند.

ارزش های اتحادیه اروپا

وقتی سخن از ارزشهای اتحادیه اروپا به میان می آید، به طور کلی ارزش هایی نظیر دموکراسی، حقوق بشر، برتری حقوق، تساوی، آزادی، کثرت گرایی، مسامحه، همکاری و رد نژاد پرستی و اظهارات نفرت بار در ذهن انسان تداعی میشود. بی شک در تمدن های مختلف محتوای این ارزشها به عناوین مختلف پر میشود. علاوه بر این، تصور اینکه این ارزشها از سوی اروپا ایجاد شده اند، بسیار اشتباه است. همانطور که از اظهارات مذکور هراری نیز برمی آید، ارزشهایی نظیر حقوق بشر، کثرت گرایی و مسامحه سالیان سال در جغرافیای اسلام مورد بحث بوده است، در حالی که این ارزشها در اروپا قدمت چندانی ندارند. قبول تدریجی ارزشهایی که قبلا در بسیاری از تمدن ها موجود بوده توسط اتحادیه اروپا ، تحول بسیار مثبتی تلقی میشود. این نشانه ای از اعتماد به نفس است. میتوان گفت، اروپا با پذیرش این ارزشها، صلح را در منطقه خود تاسیس کرده و در مقیاس وسیعی صلح منطقه ای را نیز تامین کرده است. همکاری بین کشورهای اتحادیه اروپا و ارزشهای اتحادیه اروپا، رقابت مرگبار بین این کشورها و استعمارطلبی را در حد معینی به تعادل رسانده است. اگر صلح مابین کشورهای اروپایی که در ابتدای قرن بیستم، طی بیست و پنج سال دو بار با یکدیگر جنگیده اند، حدود 80 سال است که ادامه دارد، این وضعیت  مهمترین دلیل آن است.

ارزشهای امروزی اتحادیه اروپا

ضرب المثلی هست که میگوید"با آفتاب دیروز نمیتوان لباس های امروز را خشک کرد". امروز اتحادیه اروپا دیگر یک اتحادیه ارزشها نیست. حتی اگر امروز اتحادیه اروپا اقدام به درخواست جهت عضویت در این اتحادیه را ارائه دهد، هرگز قادر به برخورداری از معیارهای خود نخواهد بود. نژاد پرستی فزاینده، اظهارات نفرت بار، رویکرد کشورهای عضو اتحادیه اروپا در قبال مهاجرین که آنان را حتی انسان به حساب نمی آورند، کم رنگ شدن بیانیه جهانی حقوق بشر، گسترش فاشیسم و ملی گرایی به جای کثرت گرایی و همکاری، اتحادیه و ارزشهای آن را علنا مورد تهدید قرار میدهد.

اگر اتحادیه اروپا دچار فروپاشی شود؟

بنا به دلایلی از جمله نگرانی های اقتصادی، افزایش تاثیر احزاب فاشیست و از بین رفتن ماهیت ارزشهای اتحادیه، احتمال فروپاشی اتحادیه به طور جدی مورد مباحثه قرار میگیرد. به عقیده برخی، به علت این تحولات و پیروی از سیاست های غیراصولی و ریاکارانه، اتحادیه اروپا مدتهاست که کاربرد خود را از دست داده و فروپاشی آن منجر به ایجاد مسائل جدی نخواهد شد. ولی من از آسیب های فراوان ناشی از فروپاشی اتحادیه اروپا به منطقه و بشر احساس نگرانی میکنم. قبل از هرچیز نباید فراموش کرد که ظالمانه ترین دوره های امپریالیسم غرب، قبل از روند تشکیل اتحادیه اروپا سپری شده است. کشورهای اروپایی که از ارزشهای اروپا و توازن بخشی به یکدیگر دور شده اند، غیرقابل پیش بینی تر هستند.

و اما توصیف نگرانی ما از طریق برخی مسائل:

  1. اگر اتحادیه اروپا نباشد، کشورهای اروپایی، در زمینه جستجو برای امپریالیسم جهانی با چه چیزی اقدام به برقراری توازن در داخل خود خواهند کرد؟ اقدامات سابق و رقابتهای وحشیانه و مرگبار آنان چگونه محدود خواهد شد؟ در پاسخ به این سوالات میتوان گفت: اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن دیگر بازیگران بین المللی نیستند، آنها بازیگرانی خنثی و ناکارآمد در سیاست گذاری هستند که ما بین آمریکا، روسیه و اقتصاد در حال رشد چین گرفتار شده اند. حتی اگر اینگونه فرض کنیم،  در صورت فقدان سقف اتحادیه اروپا، آیا کشورهای اروپایی بیش از پیش به بازیگران بین المللی پیوسته و این وضعیت خطر درگیری در داخل اروپا و منطقه خود را افزایش نخواهد داد؟
  2. در فقدان اتحادیه اروپا، رقابتی محدود به اصول و ارزش های معین چه خدمتی به اروپا خواهد کرد؟
  3.  در حال حاضر، ارزشهای اتحادیه اروپا در این منطقه رفته رفته در حال ذوب شدن است. جنبش های نئونازی، نژادپرست و نئوفاشیسم به سرعت در حال گسترش هستند. معدود دولتمردانی در اروپا باقی مانده اند که تسلیم این جنبش ها نشده باشند. مرکل به عنوان آخرین رهبری که با عقل سلیم عمل میکند، به نظر میرسد. آیا فروپاشی اروپا، قبل از هر چیز، مهاجرین و مسلمانان مقیم در اروپا و سپس نیز  خود اروپا را به ورطه انزوا و نژادپرستی بیشتر نخواهد کشاند؟
  4. با فروپاشی اروپا، ارزشهایی نظیر دموکراسی، حقوق بشر، همکاری، کثرت گرایی و جامعه باز تضعیف شده و رویکردهای محافظتی، ملی گرایانه، اقتدارگرا و شاید توتالیتر در کانون توجه قرار خواهد گرفت. آیا این وضعیت زندگی فردی را بیشتر تحت تاثیر قرار نخواهد داد؟
  5. چارچوب اتحادیه اروپا برای کشورهای دارای مناطق جدایی طلب، همانند انگلستان، اسپانیا و ایتالیا نقش آرام بخش ایفا میکند. آیا در صورت فقدان اتحادیه ریسک درگیری در این مناطق افزایش نخواهد یافت؟

همانطور که مشاهده میشود، اتحادیه اروپا چه دچار فروپاشی گردد و چه نگردد در هر صورت افزایش نژاد پرستی و گفتمان های نفرت بار  آینده اروپا را تهدید میکند. یکبار دیگر از قشر کثرت گرا، آزادی خواه و دموکرات اروپایی باید سوال کرد که آیا متوجه خطری که تهدیدشان میکند هستند یا خیر؟

 

 

نویسنده:  پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بیاضیت 

 



خبرهای مرتبط