خاورمیانه ار دیدگاه ترکیه

روند سیاسی در لیبی

خاورمیانه ار دیدگاه ترکیه

نیروهای وابسته به حکومت توافق ملی لیبی که برای تاسیس اتوریته خود مبارزه می کند، اعلام داشتند که قرارگاه سازمان  تروریستی داعش در شهر سیرته را اشغال کرده اند. این نیروها که 80 درصد آنها را شبه نظامیان مصراته تشکیل می دهد، از ماه می بدین طرف در سیرته با داعش مبارزه می کنند.

نیروهای مذکور در آغاز درگیریها در مقابل داعش بسرعت پیشروی کردند. فقط تغییر تاکتیک جنگی داعش موجب شد که سرعت پیشروی نیروهای وابسته به حکومت توافق ملی کاهش بیابد. علاوه براین متحمل تلفات جانی زیادی شدند. از نظر حکومت توافق ملی، از بدو کار در مقابل داعش تنها یک گزینه وجود داشت، و آن نیز شکست دادن دشمن و در دست گرفتن کنترل سیرته... در غیر اینصورت نمی توانست در مقابل دو حکومت دیگر و نیروهای شبه نظامی که هنوز این حکومت را برسمیت نشناخته اند، به موجودیت خود ادامه بدهد. و این تنها گزینه، وسیله ای برای درخواست یاری فائض سراج نخست وزیر حکومت توافق ملی از حکومت امریکا تشکیل داد. از اول ماه اوت بدینطرف ضمن یاری واحدهای عملیاتهای ویژه امریکا به شبه نظامیان مصراته ای، جنگنده های این کشور نیز اهداف داعش را بمباران می کنند.

حال باید دید که تامین اتوریته حکومت توافق ملی در نتیجه پیروزی در مقابل داعش که با یاری نظامی امریکا تحقق یافته است، می تواند راهگشای حراست از تمامیت ارضی لیبی بشود یا خیر؟

دادن پاسخ مثبت به این سوال در شرایط فعلی غیرممکن بنظر می رسد. مهمترین علت این سختی سیاستهای ناپایدار و منازعه گر نیروهای مداخل در لیبی می باشد. در راس این نیروها نیز امریکا قرار دارد.

در پی سرنگون شدن اقتدار قذافی در لیبی، تصمیم امریکا و کشورهای عضو پیمان دفاعی ناتو در راستای عدم مستقر کردن نیرو در لیبی، گام صحیحی بود. فقط این کشورها در روند تاسیس یک دولت، مرتکب اشتباه بزرگی شدند. بطوریکه این کشورها از برتری بازیگران لیبیایی در مقابل یکدیگر جانبداری کردند. این مسئله به گشوده شدن راه منتهی به ایجاد کائوس در کشور یاری کرد.

و امریکا که امروزدر کنار حکومت توافق ملی علیه داعش مبارزه می کند، از سیاستی سازنده و دراز مدت برای دوره بعد از داعش محروم می باشد. امریکا بعد از پاکسازی سیرته از داعش، باید در مقابل حکومت مجلس نمایندگان که هنوز هم در طبرق حکمرانی می کند، از یک موضع قاطعانه تبعیت بکند.

این حکومت برغم پایان مدت ماموریتش، هنوزهم به موجودیت خود ادامه می دهد. علاوه براین متمادیا سعی می کند که به توافق سال 2015 ضربه بزند. عدم پیروی از یک موضع قاطعانه در مقابل این وضعیت، برای حمایت امریکا از حکومت توافق ملی در دراز مدت، در زمینه حل مسئله در لیبی ویژگی خاصی تامین نمی کند.

در خلال آغاز کار حکومت توافق ملی در کاه آوریل سال جاری در طرابلس، برخی از اعضای حکومت مجلس نمایندگان، موضعی طرفدارانه در میان گذاشتند. فقط اعضای حکومت مجلس ملی بدلیل تهدیدات و ایجاد موانع مختلف گردهم آمده و قرارداد سیاسی لیبی را که می تواند حکومت طبرق را از میان بردارد، تائید نکردند. سهم بزرگی از تحقق موانع مذکور به خلیفه هفتر که هدایت نیروهای نظامی حکومت طبرق را بر عهده داشته و با نزدیکی به سیا شناخته می شود، تعلق دارد.

بزرگترین رقیب هفتر، شبه نظامیان مصراته ای می باشند که سرسختانه با داعش مبارزه می کنند. در حالیکه مصراته ای ها سعی می کنند تا لیبی را از لوث وجود داعش پاکسازی بکنند، هفتر بدنبال توسعه دادن به حاکمیت خود در مقابل طرابلس می باشد. مضافا براین امریکا نیز نمی خواهد در مقابل یکی از عوامل سابق خود که بسان سرطان بسرعت ریشه می اندازد، از برگهای برنده اش استفاده بکند. البته هفتر صاحب قدرتی نیست که بتواند در مقابل امریکا بایستد. فقط حکومت طبرق هفتر که هرگز نمی خواهد به حکومت توافق ملی ملحق بشود، به مصر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تکیه داده است. حتی سعی می کنند تا حمایت روسیه را نیز جلب نمایند.

اخیرا فرانسه و ایتالیا نیز در جمع قدرتهای یاری کننده به هفتر جای گرفتند. ایتالیا در باب حرکت مشترک با فرانسه، از هفتر حمایت می کند. حمایت فرانسه از هفتر، از خواست این کشور در راستای توسعه بخشیدن به حیطه نفوذ خود در منطقه نشات می گیرد. عنصر اصلی تکاپوی مذکور فرانسه، مصر می باشد که موضع خود در لیبی را مشخص کرده است. مصر که می خواهد در مقابل امریکا آزادانه عمل بکند، در صدد توسعه بخشیدن به روابط خود با فرانسه و روسیه می باشد.

فقط موضع حمایت آمیز ایتالیا و فرانسه از هفتر، با پروژه توافق ملی لیبی که به تشکل آن یاری کرده اند، تضاد دارد. در عین حال شکل گیری سیاستی علیه امریکا که هر دو متفق این کشور می باشند، را بهمراه می آورد.

برای همین حل مسئله لیبی تنها با نشاندن لیبیایی ها بر سر میز مذاکره امکان پذیر نمی باشد. نخست آنهایی که می خواهند لیبیایی ها را با زور بر سر میز بنشانند، باید سیاستهای خود در مقابل لیبی را همگون بسازند. بدون تردید موثرترین نقش در این امر نیز به امریکا تعلق دارد. امریکا با فرار از ایفای این نقش و حمایت از حکومت توافق ملی در مقابل داعش تنها موجب این جنجال می شود که آیا در زمینه تجزیه لیبی به دو قسمت، جمعیتی تشکیل یافته است؟

در صورت تحقق این تجزیه، طرابلس و منطقه غرب تحت نفوذ امریکا و انگلستان قرار خواهد گرفت. در مقابل این بنغازی و منطقه شرق نیز تحت سلطه فرانسه و ایتالیا درخواهد آمد.

متاسفانه جلوگیری از تحقق تجزیه، وضعیتی نیست که لیبیایی ها بتوانند آنرا تحت کنترل بگیرند. اگر  بخواهیم که لیبی بصورت یک کل باقی بماند، باید کشورهای غربی و در راس امریکا از سیاستهای همسویی تبعیت کرده و از بازی با بازیگران محلی مختلف اجتناب بورزند. علاوه براین باید مصر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی از پروژه لیبی متحد، نه در حرف بلکه در عمل حمایت بکنند.     



خبرهای مرتبط