تحلیلی در باره روابط ترکیه و ایالات متحده امریکا

ارزیابی های پروفیسر مراد یئشیل‌ تاش مدیر بنیاد تحقیقات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در رابطه با روابط ترکیه و امریکا

1587085
تحلیلی در باره روابط ترکیه و ایالات متحده امریکا

در مورد آینده روابط ترکیه و امریکا چهار بن‌بست مهم موجود بوده قبل از برطرف کردن این بن‌بست‌ها، حل بحران بین دو کشور چندان امکان‌پذیر نخواهد بود. مسئله سامانه‌های دفاع موشکی اس 400 در راس این بن‌بست‌ها قرار دارد. مسئله اس 400 یکی از نمونه‌های منعکس‌کننده روابط ترکیه و امریکا است. در روابط دو دولت که بعنوان روابط استراتژیک تعریف شده است، چنین مسئله نباید بروز می‌ کرد. در صورت عدم وجود این مسئله، نه امریکا می‌توانست به خواست ترکیه در مورد سامانه‌های موشکی پاتریوت پاسخ نداده و موضوع را معلق بگذارد و نه ترکیه می‌توانست بعنوان متفق ناتو به خرید اس 400 ها از بزرگترین رقیب امنیتی و دفاعی خود تحقق ببخشد. در این صورت نمی‌توان روابط ترکیه و امریکا را بعنوان شراکت استراتژیک تعریف کرد. مقابله با بن‌بست موجود مستلزم تغییر موضع یکی از طرف ها و یا یافتن فورملی‌ میباشد که به موضع هر دو طرف آسیب نرساند.

در این راستا مدل کرت مطرح شده از سوی خلوصی آکار وزیر دفاع ملی ترکیه به اذهان خطور می ‌کند. فقط نحوه کارکرد راه‌حل مذکور چندان قابل درک نیست. علاوه براین، در روندی که ترکیه ادامه مذاکرات پیرامون خرید بسته دوم اس 400 ها را اعلام کرده است، اجرای مدل کرت بی‌نهایت سخت می ‌نماید. حال این سوال مطرح می‌شود که آیا تلاش امریکا برای مذاکره با محور اس 400 ها بعنوان تنها گزینه، حل این مسئله را تامین خواهد کرد یا خیر؟ احتمال اینکه پاسخ این سوال مثبت باشد، بسیار ضعیف است. از طرف دیگر، فورمل خارج ساختن اس 400 ها از ترکیه، از طرف انقره بعنوان موضوعی برای چانه‌زنی مشاهده می‌شود. در این صورت می‌توان گفت، اس 400ها برای هر دو طرف نیز بن‌بستی تشکیل داده و بهبود روابط قبل از رفع این بن‌بست امکان‌پذیر نمیباشد.

مسئله سازمان تروریستی ی‌پ‌گ نیز بعنوان یک بن‌بست فزاینده ابهام در روابط  ترکیه و امریکا ظاهر شده است. حملات اخیر سازمان تروریستی ی‌پ‌گ در شمال سوریه و موضع دولت جو بایدن  رئیس جمهور امریکا و نهادهای این کشور در مورد این سازمان می‌تواند موجب تعمیق هر چه بیشتر تجزیه روابط ترکیه و آمریکا بدلیل اس400 ها و برداشتن  گام نظام جدیدی از سوی ترکیه گردد. مسئله ی‌پ‌گ، ماهیت خود بعنوان یک گام تاکتیکیِ عامل اختلاف‌نظر بین ترکیه و امریکا در مورد سوریه را از دست داده و بصورت یک بن‌بست تعیین‌کننده تمامی جوانب روابط دوجانبه در آمده است. چنان مسئله اس400 ها، باید یکی از طرف ها از موضع خود انصراف ورزد. بطوریکه، یا باید امریکا از تشکیل یک دولت خودگردان با تقویت ی‌پ‌گ ، که بتواند تمامیت ارضی سوریه را برهم بزند،  انصراف ورزیده و به موضع  انقره نزدیک شود، و یا اینکه ترکیه با تغییر دادن موضع خود در قبال ی‌پ‌گ، سیاست امریکا در مورد این سازمان را تایید کند. تحت شرایط   موجود هر دو دولت ترجیح می‌دهند که از موضع خود حفاظت کنند، برای همین می‌توان به صراحت گفت که رفع این بن‌بست بدون حل مسئله  ی‌پ‌گ امکان‌پذیر نیست.

همراه با مسائل اس400 ها و سازمان تروریستی ی‌پ‌گ، موضوع مدیترانه شرقی نیز به سطحی رسیده است که می‌تواند روابط ترکیه و امریکا را به نقاط متفاوتی انتقال دهد. مسئله مدیترانه شرقی از نظر ترکیه، دکترین وطن آبی تعیین‌کننده شخصیت خود می‌باشد. در حالیکه ترکیه به موقعیت نظامی، سیاسی و اقتصادی خود شکل می‌دهد، امریکا این موقعیت را بعنوان یک موضوع ژئوپلتیکی منطقه‌ای که باید با آن مقابله کرد، ارزیابی می‌کند. جهش امریکا در راستای تحکیم قدرت نظامی یونان در مدیترانه شرقی و سیاست‌های محدود‌کننده حیطه عملیاتی ترکیه موجب تشکیل زمینه بن‌بست دیگری در روابط دوجانبه می‌گردد. در حالیکه انتظار می‌رود، ترکیه برای رفع بن‌بست، فعالیت‌های نظامی و ژئوپلیتیک خود در منطقه را کاهش دهد، دست‌یابی انقره به توافق در چهارچوب مذاکره پیرامون منافع خود که در محور وطن آبی به آنها شکل داده است، امکان‌پذیر نمی‌باشد. برای همین، تحولات احتمالی که در محور مدیترانه شرقی جریان داشته و شکل خواهد گرفت، راهگشای ایجاد زمینه  تنش جدیدی در روابط دوجانبه خواهد گردید.

با علاوه ‌کرد مسئله سازمان تروریستی فتو، تحریمات مورد اجرا و دعاوی در حال نزدیک شدن، به مسایلی که بدان‌ها اشاره کردیم، باید گفت که روابط دو کشور با یک خودنمایی کل‌گرا رو در رو مانده است. بن‌بست کانگرس نیز که بعنوان لکوموتیف این کل‌گرایی عمل می‌کند، موضوع غیرقابل حلی در کوتاه مدت محسوب می‌شود. با در نظر گرفتن نامه‌ای که اخیرا از سوی 54 سناتور بقلم گرفته شده و طی آن بجای اظهار امیدواری از بهبود روابط ترکیه و امریکا، به گفتمان و زبان مجازات جای داده شده و رجب طیب اردوغان رئیس جمهور در هدف قرار گرفته است، می‌توان به موجودیت بن‌بست کانگرس پی برد. از سوی دیگر، با توجه به موضع دولت بایدن دایر بر "اجرای سیاست خارجی بهمراه نهادها"، افزایش نفوذ و تاثیر کانگرس در سیاست خارجی و تولید یک موقعیت  متفاوت از انتظار  در پرونده‌هایی چون ایران، با هدف جلب توجه کانگرس به خود، امکان‌پذیر مشاهده می‌شود.

در پرونده ترکیه، نگرش کانگرس از دیدگاه اکوسیستم بجای دیدگاه عقلانی در سیاست خارجی امریکا، کار انقره در این عرصه را با مشکل مواجه ساخته و تمامی ابعاد روابط ترکیه و امریکا را در سایه کانگرس رها می ‌نماید.  



اخبار مربوطه