تاریخ مختصر بالکان و معنای واقعی نسل کشی

تبصره یی برآجندای تورکیه و جهان، چهارشنبه 19 سرطان 1398 هجر شمسی

تاریخ مختصر بالکان و معنای واقعی نسل کشی

هفته گذشته پنجمین دورسمپوزیوم بین المللی علوم اجتماعی با میزبانی دانشگاه بین المللی بالکان تحت ریاست افتخاری و پشتیبانی  مصطفی شن توپ رئیس مجلس ملت کبیر تورکیه در اسکوپ ترتیب یافت.

ارزیابی های پروفیسور دکتور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید انقره را درزمینه تقدیم حضور تان مینماییم.

نویسنده این متن مینگارد که: من نیزدر سمپوزیومی که باحضور 617 آکادمیسین از 13 کشور جهان ترتیب یافت، به صفت میهمان سخنران شرکت داشته و مقاله یی دررابطه با جوانان ارائه کردم. همچنان درحاشیه این سمپوزیوم فرصت پیدا کردم تا با محققین تورک دانشگاه های مطرح آمریکا نظیر هاروارد آشنا شده و در مورد سیستم آموزشی عالی و تحصیل در دانشگاه های تورکیه به بحث و تبادل نظر بپردازم.

در برنامه این هفته قصد دارم تا به مهاجرت در منطقه بالکان بپردازم. زیرا درهرسفری که به بالکان داشته ام، این مسئله به شکلی غم انگیز مطرح میشود. این داستان حزین که از اواخر عثمانی تا به امروز شاهد آن هستیم، به یادهرکسی که به منطقه بالکان سفر میکند می آید.

تاریخ مختصر بالکان و یا نام واقعی نسل کشی:

منابع نشان میدهد که میلیون ها مسلمان و تورک  از اوایل قرن هجدهم در منطقه بالکان در نتیجه نسل کشی های  اخیر کشته و یا تبعید شده اند. با عقب کشیده شدن دولت عثمانی وبعدا نیزبا فروپاشی این امپراطوری، مسلمانان و تورکان جغرافیای بالکان با سرنوشت دردناکی دست و گریبان شدند. عبارت نسل کشی اولین بار برای قتل عام ها، شکنجه ها و ظلم هایی که علیه یهودیان آلمان قبل از جنگ جهانی دوم اعمال شد، مورد استفاده قرار گرفت. مظالمی که انسانهای مسلمان و تورک بالکان با آن روبرو شده اند هم از نظر تعداد و هم از نظر دردناک بودن، بسیار سنگین ترازمظالمی است که در آلمان انجام شده است. ولی ابعاد این نسل کشی وظلم، نه تنها به گوش انسانهای جهان بلکه آنچنان که باید به گوش انسانهای تورکیه نیزرسانده نشده است. حتی فیلمی درحد اسکار برای تعریف ظلم، ستم، درد و محنتی که این ملت روبرو شده اند جهانیان نمیدانند که، برای کودکان و نسل های آینده بالکانها امید زنده گی یی ساخته نشده است.  این نیز کاملا مبرهن است که، ملت ما هرگز نمیخواهد وجدان جهانی دربرابر رنجی که کشیده اند به ترحم و ناخوشی دعوت نماید. و اکنون نیز هدف من کشیدن این دردها به رخ جهانیان نیست. ملت ما توان آنرا دارند که  دردهای خویش را در سینه دفن کرده وبه راهشان ادامه دهند. هر چند که رنج های ملتمان به فیلمی مستند تبدیل نشده زیرا غالبا میخواهند که این شکاف را با حافظه عمیق و داوطلبانه کتمان کنند و ببندند. ملت ما با سرودن  اشعار، داستانها وآهنگهایی ناب ، درد خود را به شکلی موثرتر از فیلمهای اوسکار، بدون ایجاد نفرت به نسل های آینده  انتقال میدهند. کدام فیلم میتوانست همانند مارش چناق قلعه، آهنگ زیبای یمن و پلیونه، تا کوچکترین ذره  و عمق احساسات دروجودمان نفوذ کند. متاسفانه تبعید وکوچهای اجباری با اهداف سیاسی، الگویی نیست که به تاریخ پیوسته باشد. امروزه نیز در بسیاری از جغرافیاهایی که تورکان و مسلمانان زندگی میکنند شاهد وضعیت مشابهی هستیم. مشکلاتی که تورکهای بلغار، تورک های کریمه، قره باغ و اویغورها یکجا با مسلمانان افغانستان، میانمار، سوریه و فلسطین با ان روبرو هستند، تفاوت چندانی از مشکلات تورک های بالکان ندارد. درهر سفری که به منطقه بالکان داشتم، یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث، مهاجرت هایی است که به تورکیه انجام میشود. این مهاجرت ها که در دوران عثمانی آغاز شده، صرفا منووط به آن دوران باقی نمانده و در دوران جمهوریت نیز همچنان ادامه داشته است. حتی امروزه نیز به اشکال مختلفی ادامه دارد. موجودیت تورکها در منطقه بالکان با گذشت هر روز کاهش مییابد. تورکیه تبدیل به امید، آرزو و آینده تورکها و مسلمانان منطقه بالکان شده است. زیرا اقلیت بودن مشکلات خاص خود را دارد. اقلیت ها نیازمند حمایت یک نیروی خارجی قدرتمندتر هستند. این حمایت حتما نباید مادی باشد. سخنان صالح مراد، عضو محکمه قانون اساسی مقدونیه شمالی که با ایشان در برنامه "چشم جهان" رادیو صدای تورکیه مصاحبه داشتم، مصداقی برای این وضعیت است. ایشان میگویند: "ما از تورکیه چیزی نمیخواهیم. تا زمانی که تورکیه قدرتمندانه به راهش ادامه میدهد، سایه اش برایمان کافی است." بویژه تورک های بالکان خواهان برقراری ارتباط به هرنحوی با تورکیه هستند. اکثرا اولاد ایشان در پی تامین آینده خود در تورکیه هستند. ولی تورک های بالکان که از بعد استراتژیک به مسئله مینگرند، نگران خالی شدن منطقه بالکان هستند. زیرا هر مهاجرت از زادگاهشان به تورکیه و یا هر نقطه ای از جهان، به معنای تنهایی و ابهام است. همانطور یکه در گذشته شاهد بودیم، مهاجرت 500 هزار تن از جمعیت دو میلیونی بالکان به تورکیه، بر جمعیت تورکیه چندان تاثیری ندارد. ولی این میزان از آنجایی که 25 فیصد جمعیت آن کشور را تشکیل میدهد، مردمی که در آن منطقه باقی میمانند، احساس تنهایی میکنند. اگر تورک های بالکان در جغرافیای خود باقی میماندند، امروزه شاهد چهره یی متفاوتری از آن منطقه میبودیم. بازگرداندن گذشته امری غیرممکن است. نمیتوان در گذشته باقی ماند. ولی میتوان با مطالعه گذشته، درس عبرتی برای امروز گرفت. امروزه مهاجرین بالکان، به زنده نگه داشتن آثار و خاطرات پدرانشان در سرزمینی که به آن مهاجرت کرده اند، نیاز بیشتری دارند. وظیفه زنده نگه داشتن میراثمان در بالکان، نباید تنها بر عهده سازمان هایی چون آژانس همکاری و توسعه تورک تیکا، اداره "تورکهای مقیم درخارج ازکشوروجوامع خویشاوند (YTB)"و یا بنیادهایی چون "یونس امره" و "بنیاد معارف" گذاشته شود. تورک ها و مسلمانانی که در منطقه بالکان زندگی میکنند، انتظاردارند تا مهاجرین بالکان، به عنوان وارث پدرانشان، پیوند خود با سرزمینشان را قطع نکرده و با آنان بیشتر ابراز همدردی کنند. مهاجرین بالکان درعین حال میتواند روابط خود با همسایگان قدیمی غیر مسلمانشان را توسعه دهند. در جوی که کشورهای روسیه و آمریکا توجه چند جانبه به منطقه بالکان دارند، ارتباطی که مهاجرین بالکانی ساکن در تورکیه با همسایگان قدیمی شان برقرار خواهند کرد، می تواند آلترناتیف جدیدی باشد. بالکانی الاصل های مقیم تورکیه نه تنها پلی بین تورکیه و کشورهای بالکان اند بلکه بین کشورهای بالکان و جهان نیز به شمار میروند. زمانی که سخن از مهاجرت به میان می آید، سرفصل های بسیاری به ذهن خطور میکند. کسانی که به دلیل مشکلات اقتصادی به غرب مهاجرت کرده اند و بازگشت آنها، تلاش تورک ها به ویژه تورک های کریمه، قفقاز، آخیسکا و اویغور جهت مهاجرت به تورکیه به علت مشکلاتی که با آن روبرو هستند قابل تذکار است. تمامی اینها مشکلاتی جدا از هم هستند. در برنامه آینده به بررسی استراتژی که باید در برابر جوامع تورک مقیم خارج از کشور در پیش گرفت، خواهیم پرداخت.

ارزیابی های پروفیسور دکتور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید انقره را شنیدید.



اخبار مربوطه