برای توسعه دانشمان و افزایش درکمان باید بخوانیم نه برای گذراندن زمان

کتاب خواندن در تابستان - مقاله ابراهیم کالین سخنگوی ریاست جمهور ترکیه، در روزنامه دیلی صاباح

برای توسعه دانشمان و افزایش درکمان باید بخوانیم نه برای گذراندن زمان

مقاله ابراهیم کالین سخنگوی ریاست جمهور ترکیه، روز 12 آگوست در روزنامه دیلی صاباح منتشر گردید.

کتاب خواندن در تابستان؟

کلید یک کتاب خوانی پر مفهوم، خواندن و این کار را به شکلی منظم ادامه دادن است. تابستان و یا زمستان، در منزل و یا در راه، برای برداشتن پوششی که بر روی افق و روحمان موجود میباشد، کتاب بخوانید.

 

علاقه ای به "لیست کتابهای تابستانی" که با آغاز فصل تابستان به میان می آید، ندارم چرا که ارزش و جدیت "عمل خواندن" را کاهش میدهد. به نظر من اصطلاح "کتابهای سبک" حقارتی علیه نویسنده و خواننده میباشد. به جای تعبیر کردن کتاب خواندن به عنوان یک سرگرمی و یا وسیله ای برای گذراندن وقت، آن را به عنوان دعوتی برای افکار، اصطلاحات، احساسات و آرزوهایی که از سوی نویسندگان خوب و با طرز فکرهای مختلف به ما ارائه میشود، مشاهده کنیم.

 

خواندن کاری جدی است. آنچه میخوانیم، چه یک کتاب آشپزی و چه یک فلسفه افلاطون، باعث میگردد تا نویسنده و کتابش را به دنیای عقلانیمان وارد کنیم. تفکر و مفاهیمش را میپسندیم و یا نمیپسندیم، قبول میکنیم و یا انتقاد میکنیم. هر نتیجه ای که داشته باشد، دعوتی را که برای سفری روشنفکرانه دریافت کرده ایم را قبول میکنیم. به همراه داشتن افزوده ها و یا حتی بر خلاف انتظارمان بودن و خسته کننده بودن این کتابها، به همان اندازه که به کتاب بستگی دارد، به وضعیت روحی ما در حین خواندن آن کتاب نیز وابسته است.

 

به همان اندازه که خواندن عملی ذهنی است، عملی قلبی نیز میباشد. در ذهنمان کتاب را میخوانیم ولی احساساتمان را نیز به آن می افزاییم. کتابی که میخوانیم چه یک رمان باشد و چه یک کتاب کیهان شناسی، بر اساس طرز فکر و احساساتی که در پشت صحنه داریم، به موضوع اصلی کتاب و یا قضایای آن واکنش نشان میدهیم.

 

خواندن کتابی خوب، میتواند لذت داده و آرام کند. برخی میتوانند کتاب خواندن را سرمایه ای برای اوقات فراغتشان قلمداد کنند. هیچ مانعی در کتاب خواندن برای آرام نمودن فکر و بهبود وضعیت روحی،  نیست. ولی کسی که کتاب خواندن را به شکل عملی جدی مشاهده میکند، چیزی فراتر از ارامش و خواندن به دست می آورد. آنچه که اشتباه میباشد، اعتقاد بر این است که باید در اوقات فراغتمان کتاب بخوانیم.

 

هنگامی که خواندن به شکلی صحیح و عاقلانه انجام گیرد، ذهن و روحمان را تغذیه میکند. به همین دلیل چه میخوانیم و یا چگونه میخوانیم، امری مهم است. هر کتاب وارد سفری میشود که از سوی نویسنده ای به قلم گرفته شده و از سوی یک خواننده نیز خوانده میشود. اگر قصد داریم که در پایان به چیز خوبی دست یابیم، باید این سفر را جدی بگیریم. یک کتاب میتواند ما را بخنداند، به فکر فرو برد و یا به گریه وادارد. همه اینها هنگامی که به شکل سفری بزرگ قلمداد شود، به شکل مسئله ای جدی در می آید.

 

خواندن نیازمند نظم و تمرکز است. ولی این امر بدین معنا نیست که فرد برای گذراندن کل زمانش مجبور به رفتن به کتابخانه تحقیقاتی و یا دفتری به دور از انسانها و ماندن در آنجاست. گذراندن زمان در کتابخانه، رفتاری شایان تقدیر است. تنها نگاه انداختن به تیتر کتابها نیز احتمالات بی اندازه ای در ذهنمان به میان می آورد. در دوره ما، هنگامی که فرصت دستیابی راحت به کتابهای مان را به دست می آوریم، میتوانیم ریتم خودمان برای خواندن کتاب را به دست آوریم. و البته که در هرجایی میتوانیم بخوانیم. تنها نیازمان نظم و تمرکز است.

 

 

باید قبول کنیم که امروزه که تحت بمباران میلیونها دیالوگ و اخبار فوری میباشیم، این ماموریتی آسوده و قابل اجرا نیست. از این بدتر، مجبوریتمان به دادن پاسخهای کوتاه به درخواست "پیغام های لحظه ای" به شکلی کوتاه، بی محتوا، تهاجمی و حمله گونه است. در حال حاضر هر خبری که تهیه میشود، برای زمینه ای به خبر بعدی تهیه میگردد. بدون عمق و لحظه ای، تولید میشود و برای مصرف لحظه ای است.

 

این وضعیت عمل خواندن را مهمتر مینماید. برای توسعه دانشمان و افزایش درکمان باید بخوانیم نه برای گذراندن زمان. به همین دلیل مهم است که چه میخوانیم و چگونه میخوانیم.

 

ولی خواندن تنها محدود به خواندن کتاب (و یا همانگونه که این روزها مشاهده میکنیم، خواندن الکترونیکی) نیست. خواندن، موارد دیگر موجودیت  منجمله طبیعت، هنرهای تجسمی و موزیک را نیز در بر میگیرد. همانطور که کتاب به ما بسیاری چیزها را می آموزد، طبیعت نیز با ما صحبت میکند. اگر گوشهایمان برای شنیدن و چشمهایمان برای دیدن میباشند، طبیعت نیز درسهای بسیاری در رابطه با زیبایی، تعادل و هارمونی به ما میدهد. آثار هنری با به میان آوردن احساساتی عالی، موجب میشود تا مفهومی فراتر از موجودیت را ببینیم. همچنین هنر توسط "شوک درمانی" نیز به ما آموزش میدهد. موسیقی برای کسانی که میخواهند تا مفهومی فراتر از کلمات به دست آورند، استاد میباشد. همه اینها برای کشف خودمان و همچنین جایگاهمان در زنجیر موجودیت بزرگ، نوعی خواندن میباشد.

 

خواندن در واقع به معنی به ظهور رسیدن معنایی است که در قابل های متفاوت ارائه شده است. حقیقت و معنایی که در سایه خواندن کتاب ها، هنر و یا طبیعت به آنها دست می یابیم، باعث بازشدن نگرش و وسیع شدن افق ما می شوند و ما را دعوت به کشف جهانی می کنند که از وجود آنها بی اطلاع بودیم. از سوی دیگر، هر جهانی که کشف می گردد در واقع کشف خود می باشد و از این طریق در مورد اشیا به همان شکلی که در جهان مادی وجود دارند، صاحب درک و نگرشی درونی می شویم. هر گامی که در جهت کشف اشیا بر می داریم در واقع گامی است که در جهت کشف ذات خود برداشته ایم.

 

این نگرش در اندیشه اسلامی نیز از جایگاهی والا برخوردار است. اولین کلمه ای که بر پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد نازل شده، کلمه "اقراء" می باشد که هم به معنی "خواندن" و هم به معنی "از حفظ گفتن" است. این امر به ما پیشنهاد می کند که قرآن را بعنوان یک کتاب مقدس بخوانیم و در عین حال از طریق آن در رابطه با ذات پنهان شی ء ها صاحب درک و اندیشه شویم. قرآن به انسانها توصیه می کند که اشارت های موجود در روح خود و نیز عالم هستی را بخوانند و بدین طریق با استفاده از عقل خود و با کسب عزت و احترام والا در سایه این امر، تبدیل به انسانهایی بهتر شوند. کسانی که در تحقق فعل خواندن در معنای واقعی آن ناموفق هستند، انسانهایی هستند که زندگی پایین تر از پتانسیل واقعی خود را پذیرفته اند.

 

برای افزیش آگاهی خود، وسعت بخشیدن به افق دید خود و کشف دنیاهای جدید و متفاوت باید بخوانیم. لازمه این امر نیز خواندن چیزهایی است که به معنی واقعی کلمه مهم باشند، اصل باشند و پایدار باشند. برخی کتابها مد می شوند، می آیند و می گذرند. با چنین کتابهایی ذهن خود را آلوده نکنید. کتایهایی را بخوانید که به شما در جهت تبدیل شدن به انسان خوب و ارزشمند کمک کند. افلاطون و ارسطو بخوانید و حرف کسانی را که می گویند اینها کتابهای صقیلی هستند، گوش ندهید و از این حرفها نترسید. برای اینکه ببیند یک پادشاه فیلسوف چطور با آیده آل ها و حقایق، أصول و پدیده ها مبارزه و مقابله کرده، مارکوس اورلیوس بخوانید. برای اینکه بدانید یک ذهن درجه اول مسایل عقل و باور را چگونه در خود حل کرده، سنت آگوستین بخوانید.

 

برای معنی دادن به مسایل و مشکلات جهان امروزی الیوت و لویس بخوانید. برای اینکه ببینید یک ذهن معتقد بدون فدا کردن خدا و عقل و آزادی انسان چگونه به جهان معنی  و مفهوم بخشیده، کتابهای فارابی، ابن سینا، ابن رشد، غزالی، سهروردی، ملا صدرا و سایر اندیشمندان مسلمانان را مطالعه کنید. اجازه دهید رومی و ابن عربی شما را به سوی مکانهایی زیبا و خارق العاده و به سمت عشق و مرحمت رهنمون شود. برای اینکه ببینید قرن ها قبل از جهان مدرن امروزی، اندیشمندان مسلمان چگونه مفهوم دنیای جهانی شده را پدید آورده و آن را تعریف کرده اند، سیاحت نامه های ابن جبیر، ابن بطوطه و سایر سیاحان مسلمان را بخونید. برای رسیدن به عشق الهی و با هدف محبت ورزیدن به انسان، شاعرانی چون حافظ، سعدی، خیام، عطار، یونس امره، باقی، فضولی و دهها شاعر دیگر را که سرود در راه بودن را زمزمه کرده و با آهنگ دوستی و محبت به رقص آمده اند، فراموش نکنید.

 

این لیست را می توان با افزودن آثار مهم و شگفت انگیزی از دیگر تمدنهای جهان همچون تمدن چین و هند گسترده تر و پربارتر کرد. اما کلید اصلی این امر خواندن پر معنی و انجام این کار در قالب و نظم و ترتیبی خاص است. زمستان و یا تابستان، در راه و یا در خانه فرقی نمی کند، برای کشف علامت ها و اشارت های موجود در جهان و نیز در روح خود و با هدف کنار زدن پرده موجود بر روی حقایق بخوانید، بخوانید و باز هم بخوانید.               



خبرهای مرتبط