نگاهی به سیاست خارجی: چشمها به ادلب دوخته شده است

طبق گفته های بسیاری از تحلیلگران، روزهای اندکی به آغاز درگیریها در ادلب باقی مانده است.

نگاهی به سیاست خارجی: چشمها به ادلب دوخته شده است

طبق گفته های بسیاری از تحلیلگران، روزهای اندکی به آغاز درگیریها در ادلب باقی مانده است . کسانی که روند عملیات نظامی در منطقه را مشاهده می کنند، بر این باورند که این عملیات به زودی آغاز خواهد شد. در این برنامه در مورد مبارزه قدرتهای جهانی بر سر ادلب سخن خواهیم گفت.

این ارزیابی توسط دکتر جمیل دوغاچ ایپک محقق گروه روابط بین الملل دانشگاه کاراتکین نوشته شده است.

امپراطوری روم مقدس بعد از هزار سال حکمروایی (با بیان طنز ولتر)، نه خصایل رومی و مقدس خود را حفظ کرده بود و نه حتی در سطح یک امپراطوری باقی مانده بود. امروز نیز تقریبا 2.5 قرن بعد، از استقرار نظم جهانی لیبرال (با الهام از طنز ولتر)، این نظم نه لیبرال و جهانی است و نه منظم. امروزه دشوار است که در مورد جهان به عنوان یک مجموعه یکپارچه صحبت کنیم. در واقع تلاش برای ایجاد چارچوبهای جهانی شکست خورده است. حمایتگرایی در حال افزایش است؛ دور نهایی مذاکرات تجاری جهانی نتیجه ای در بر نداشت. قوانین بسیار کمی در زمینه سایبری وجود دارد. ما در حال حاضر، شاهد ظهور انظباط و یا بی نظمی های منطقه ای منحصربفرد هستیم. بهترین مثال این ادعا تحولات خاورمیانه و سوریه است.

امروز، اوضاع جهان مانند دوران دو قطبی و ایدئولوژیک سالهای مابین 1939-1991 نیست. این دوران بسیار شبیه به دهه های قبل از آغاز جنگ جهانی اول است. در زمانی که قدرت های جهانی و منطقه ای در حال ظهور و سقوط هستند ما شاهد جنگهای قدرت در محدوده های ملی هستیم.  ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت سلطه گر امپریالیستی، به طور مداوم تلاش می کند تا با حملات مسلسل خود، وضعیت موجود را حفظ کند. در این میان بازیگران در حال ظهوری مانند چین و ترکیه، از تقسیم ثروت و قدرتی که توسط آمریکا در حال انجام است ناخشنودند. از سوی دیگر ساختارهای کثیرالمله ای چون فدراسیون روسیه و اتحادیه اروپا در جستجوی روزهای درخشان گذشته هستند. غرب از بازگشت اتحاد جماهیر شوروی می ترسد و دولت مسکو نیز از موج دگرگون کننده رژیم در روسیه با حمایت غرب در هراس است. اما در این میان ترس مشترک همه آنها (مطابق ادبیات مرسومشان) اسلام رادیکال است.

هنگامی که ما به وضعیت کلی جهان نگاه میکنیم، همانند سالهای 1945-1989، در آینده پیش روی، وجود مبارزات ایدئولوژیک بزرگ، قابل تخمین و مشاهده نیست. پرده های آهن جدیدی در میانه جهان وجود ندارد. علاوه بر یک قدرت جهانی غالب، قدرت های در حال اوج و یا افول دیگری نیز مشاهده می شوند. این وضعیت منجر به اختلاف نظر میان کارشناسان علاقه مند به موضوع مذکور شده است. بعضی از متخصصان تمایل دارند به نوستالژی جنگ سرد اشاره کنند تا وضعیت فعلی معنی دار باشد. اما این نگرش، یک قیاس واقعی و درست نیست. وضعیت کنونی بیشتر شبیه نیمه دوم قرن نوزدهم است. این دوره مانند مسابقه ای برای قدرت های بزرگ در حال ظهور بود که در خلال آن، روابط بین دولتها براساس منافع ملی ونه ایدئولوژیک، توجیه و تعریف میشد.

ساختار جهانی فعلی دارای قدرت غالبی است؛ اما همین قدرت، با نیروهای دیگری که به دنبال دفاع از منافع ملی خود هستند به طور فزاینده ای شاخ به شاخ شده است. وقتی جهان قرن 21 را با چشم جهان قرن 20 بررسی می کنیم شاهد لغزشهای بسیاری هستیم.  بنابراین به راحتی می توانیم بگوییم که ما در آستانه جنگ سرد دوم و جدیدی نیستیم.

امروز سوریه در موقعیتی قرار دارد که بتواند خطوط گسل جدیدی را در ابعاد منطقه ای و حتی جهانی به وجود آورد. در هر زمانی، به صورتی عمدی یا سهوی، در حریم زمینی و یا هوایی سوریه ممکن است شاهد آغاز یک درگیری غیرقابل کنترل باشیم. طبق گفته های بسیاری از تحلیلگران، روزهای اندکی به شروع درگیری در ادلب باقی مانده است. کسانی که عملیات نظامی در منطقه را مشاهده می کنند، بر این باورند که این عملیات به زودی آغاز خواهد شد. به نظر میرسد نیروهای رژیم، همراه با متحدین خود از سه نقطه اصلی به ادلب حمله ور خواهند شد که شمار آنها تقریبا مساوی با تعداد نیروهای نظامی وشبه نظامی فعال در عملیات حلب است.

عملیات ادلب از نظر درگیری های داخلی در سوریه به معنی گشوده شدن هیچ گرهی در جنگ داخلی این کشور نیست. عملیات ادلب یک نقطه عطف است و زمان وقوع این عملیات به اجماع و سازش میان ترکیه و روسیه در زمینه استقرار نظم در ادلب بستگی دارد. اگر چه روابط بین دو کشور در دسته بندی استراتژیک قرار دارد و همکاریهای دو کشور در دو سال گذشته به عنوان یک ابزار متعادل کننده مهم در سوریه تبدیل شده است، اما تفاوت دیدگاه میان آنکارا و مسکو در قبال ادلب همچنان پابرجا است.

ترکیه از دو دیدگاه به درگیری قریب الوقوع در ادلب می نگرد: در کوتاه مدت عملیات ادلب می تواند خطرات امنیتی برای ترکیه ایجاد کند و در درازمدت این عملیات نباید سبب تشکیل گروههایی شود که می توانند به امنیت ترکیه اسیب برسانند.

براساس دیدگاه اول به دنبال بروز ناامنی در ادلب، احتمالا صدها هزار نفر از اهالی این شهر به سوی ترکیه خواهند آمد. از لحاظ دیدگاه دوم نیز ممکن است در درازمدت ادلب تبدیل به منطقه ای برای استقرار گروههای تروریستی به خصوص تروریستهای  PKK/YPG در شمال شرقی این کشور شود و خطرات امنیتی برای ترکیه به همراه ‌آورد. این وضعیت به هیچ وجه از سوی ترکیه مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت و حکومت آنکارا با نیروی نظامی و اقدامات دیپلماتیک خود واکنش نشان خواهد داد.

در طی ماههای اخیر در حالی که همه چشم ها به استان ادلب سوریه متوجه شده است، ایالات متحده روند ایجاد یک منطقه امن برای تروریستهای PYD / PKK را در سکوت آغاز کرده است. اگرچه آمریکا مدعی است که کمکهای خود را برای مبارزه با داعش در منطقه ادامه میدهد اما، هم فعالیت های نظامی و هم تلاشهای اقتصادی صورت گرفته توسط این کشور و متحدان آن، به ویژه عربستان سعودی این تخمین را در اذهان زنده کرده است که آمریکا در شمال شرق ادلب نخست منطقه پرواز ممنوع برپا خواهد کرد و سپس در مفهومی کلی، از این منطقه حمایت خواهد کرد. به همین علت، در شرایطی که عملیات در ادلب ادامه می یابد نباید بخش شمال شرقی سوریه فراموش شود.



خبرهای مرتبط