ترکیه خانه من - روایت زندگی ایرینا زن روس تباری که به شهر مارماریس مهاجرت کرد

شرح زندگی ایرینا چیژیک توز روس تباری که در شهر مارماریس واقع در ساحل مدیترانه زندگی کرده و در صنعت گردشگری مشغول به کار است

ترکیه خانه من - روایت زندگی ایرینا زن روس تباری که به شهر مارماریس مهاجرت کرد

 در برنامه "ترکیه خانه من" به شرح زندگی خارجیانی که در ترکیه زندگی میکنند میپردازیم. شرح اینکه چطور راهشان به ترکیه افتاده، چطور در ترکیه مستقر شده اند و در طول این روند چه اتفاقاتی برایشان افتاده است. در برنامه این هفته به شرح زندگی ایرینا چیژیک توز روس تباری که در شهر مارماریس واقع در ساحل مدیترانه زندگی کرده و در صنعت گردشگری مشغول به کار است، خواهیم پرداخت.

ایرینا چیژیک در سال 1983 در شهر " Jezkazgan" در قزاقستان متولد شد. وقتی 6 ساله بود به همراه خانواده اش به مسکو نقل مکان کردند. او در مسکو در رشته اقتصاد و مترجمی زبان انگلیسی به تحصیل پرداخت. او در سال 2005 از دانشگاه فارغ التحصیل شد. برای اولین بار در همین دوره به ترکیه آمد. چرا که مادرش به عنوان هدیه فارغ التحصیلی برای او بلیط سفر به شهر مارماریس ترکیه را خریده بود. ایرینا در جریان این سفر، به ترکیه و به ویژه شهر مارماریس که در حال حاضر در آن زندگی میکند، بسیار علاقمند شده بود. ولی آن موقع اصلا فکر نمیکرد که روزی به ترکیه نقل مکان کرده و در آنجا زندگی خواهد کرد.

تعطیلات مارماریس در سال 2005 نقطه عطفی در زندگی ایرینا به شمار میرود. در آن تاریخ تنها 22 سال داشت و با سلجوق مردی که امروز همسر اوست آشنا شد. ایرینا پس از بازگشت به مسکو برحسب تصادف در یک بانک ترکیه ای مشغول به کار شد. در هر فرصتی نیز به دیدار معشوقه اش در ترکیه می آمد. ایرینا و سلجوق به مرور زمان بیشتر به یکدیگر وابسته شدند. به رغم وجود کیلومترها عشق شان پیروز شد و در پنجمین سال آشنایی شان با یکدیگر ازدواج کردند. ایرینا و سلجوق در سال 2010 ازدواج کردند. ولی تصمیم به نقل مکان به ترکیه برای ایرینا کار راحتی نبود. او در مسکو شغل خوبی داشت و خانواده، دوستان و همه نزدیکانش در این شهر بودند. مادرش هم که مخالف ازدواج او با یک ترک بود یکی دیگر از موانعی بود که بر سر راهش قرار داشت. به همین دلایل ایرینا مجبور شد تا یک سال پس از ازدواج نیز دور از همسرش در مسکو زندگی کند. او در این شهر به کار و فعالیت ادامه داد.

یک سال پس از ازدواج، ایرینا تصمیم خود را گرفت. از کار خود در مسکو استعفا داد و کنار همسرش در مارماریس نقل مکان کرد. اولین سال زندگی او در ترکیه که با ترس و تردید به آن مهاجرت کرده بود، بسیار دشوار سپری شد. ایرینا در مورد آن روزها میگوید: کار نداشتم، کسی را نمیشناختم، زبان بلند نبودم و دلم برای مادرم خیلی تنگ میشد. ولی ایرینا این روند را به کمک سلجوق و حمایت های خانواده او پشت سر گذاشت. اولین کارش یادگیری زبان کشوری بود که داشت در آن زندگی میکرد. فورا در عرصه گردشگری یک کار پیدا کرد و مشغول به کار شد.  در طول این مدت دوستان روس و ترک زیادی پیدا کرد. در سال 2012 دیگر خوشحال بود و وموفق شده بود در ترکیه نیز برای خود خانه و زندگی بسازد.

در سال 2013 دخترشان سلین به دنیا آمد. در پی این تحول دیگر ایرینا به کلی به ترکیه عادت کرد. ایرینا با هدف بزرگ کردن نوزادش مدتی از کار دور شد. او در طول مدتی که با دخترش به گردش میرفت، با خارجیان بسیاری که همانند او به ترکیه مهاجرت کرده اند آشنا شد. و دوستان زیادی پیدا کرد. در طول این مدت زندگی اجتماعی او نیز تحرک گرفت و به شناخت بیشتر ترکیه پرداخت.

ایرینا که هفت سال است در ترکیه زندگی میکند، به همراه همسر و دخترش زندگی شاد و خوشبختی در شهر مارماریس دارند. دو انسانی که با فرهنگ ها و زبان مختلفی بزرگ شده اند، به رغم همه مسائل و مشکلات با گذشت و فداکاری در کنار هم زندگی میکنند و با این روحیه از پس همه مشکلات برآمده و از هم حمایت میکنند.

ایرینا توز اگرچه در ابتدا با مسائل بسیاری دست و پنجه نرم کرده است ولی امروز زندگی آرام و خوشبختی را در شهر مارماریس سپری میکند. چرا که دیگر در این جا خانواده و دوستانی دارد. یک زندگی اجتماعی فعال و صد البته که شغل خوبی دارد. ایرینا میگوید: دیگر در اینجا احساس غریبی نمیکنم. دیگر ترکیه خانه من است.

 



خبرهای مرتبط