ترکیه، خانه من- ندا نوابی بنیجه

اگر مایل به شنیدن  داستان زندگی ندا نوابی از ایران که 28 سال است ساکن ترکیه می باشد هستید، همراه با ما باشید

ترکیه، خانه من- ندا نوابی بنیجه

سلام دوستان. میهمان برنامه این هفته ترکیه، خانه من از کشور همسایه مان ایران است. ندا نوابی بنیجه از سال 1990 تاکنون در ترکیه زندگی می کند. شاید به ندا نتوان اسم خارجی را داد. زیرا کاملا به زبان ترکی مسلط بوده، در خانه غذاهای ترکیه را می پزد و بیش از نیمی از زندگی اش را در ترکیه گذرانده است. اگر مایل به شنیدن  داستان زندگی ندا نوابی که 28 سال است ساکن ترکیه می باشد هستید، همراه با ما باشید.

ندا نوابی در سال 1968 در تهران پایتخت ایران به دنیا آمد. پدرش کارفرما و مادرش کارمند دولت بود. به همراه  دو برادر کوچکتر از خود دوران کودکی شادی را در تهران سپری کرد. پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از آشنایان ندا ایران  را ترک کردند. او از کودکی آرزو داشت تا برای تحصیل به آمریکا برود. خانواده اش در این راه از او حمایت کردند و ندا پس از به پایان رساندن دوران دبیرستان، در سال 1990 به همراه پدرش به ترکیه آمد. هدفش دریافت ویزا از کنسلولگری آمریکا در ترکیه و ادامه تحصیل در این کشور بود. زمانی که ندا  برای دریافت ویزا در جولای 1990 به استانبول آمد، حتی تصور نمی کرد که قرار است مابقی عمرش را در ترکیه زندگی کند. ندا و پدرش قبل از مراجعه برای دریافت ویزا در آنکارا چند روزی را در استانبول گذراندند. ندا می گوید: در استانبول احساس غریبی نکردم، خیلی شبیه تهران بود.

ندا و پدرش پس از چند روز اقامت در استانبول به آنکارا سفر کرده و برای دریافت ویزا مراجعه کردند. ولی نتیجه مثبتی دریافت نکردند و درخواست ندا رد شد. ندا به دنبال این اتفاق به ایران برنگشت و تصمیم گرفت که در ترکیه زندگی کند. به همراه چند نفر از دوستانش در آنکارا یک خانه اجاره کرده و برای تحصیل در دانشگاه های ترکیه آماده شرکت در آزمون ها شد. آغاز زندگی جدید در آنکارا برای ندا سخت بود. او برای اولین بار به دور از خانواده اش زندگی می کرد. از آنجایی که مجوز اقامت در ترکیه نداشت، هر سه ماه  یک بار مجبور به خروج از ترکیه بود. به زبان ترکی آشنایی نداشت. در طول این مدت 30 کیلو وزن اضافه کرد. ولی در پایان سال 1991 ندا به زندگی جدیدش عادت کرده و همه چیز روال عادی را پیدا کرده بود. به خوبی ترکی صحبت می کرد و دوستان زیادی از ایران و ترکیه پیدا کرد. همچنین تحصیل در رشته مدیریت دانشگاه  بیلکنت آنکارا را آغاز کرده بود. ندا بنیجه می گوید: "کمک های همسایه ها و دوستانم و محبت هایشان را هرگز فراموش نمی کنم."

 ندا که از کودکی آرزوی تحصیل در آمریکا را داشت، در سال 1994 یک بار دیگر برای دریافت ویزا از آمریکا مراجعه کرده و این بار موفق شد. ولی چهار سال زندگی در ترکیه، انتظاراتش از زندگی را تغییر داده بود.

ندا در دوران دانشجویی با "اوغوز بنیجه" همسر کنونی اش آشنا شد. آقای اوغوز که به عنوان آکادمیسین در دانشگاه بیلکنت مشغول بکار بود، نیز مانند ندا داستان زندگی جالبی دارد. اوغوز بنیجه از مادری سوئیسی و پدری ترک به دنیا آمده و سالهای طولانی در سوئیس زندگی کرده  بود. او سالها بعد در 1992 به ترکیه، وطن پدری اش بازگشته و در دانشگاه  بیلکنت آغاز بکار کرده بود. او نیز مانند ندا به زبان ترکی آشنا نبود. ندا و اوغوز در سال 1996 ازدواج کردند. با تولد دخترشان "نادین" در سال 1999 پایه های خانواده چند فرهنگی و چند زبانه شان مستحکم تر شد. هر چند که در خانواده بنیجه زبان های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی و فارسی صحبت می شد، زبان مشترک خانواده، ترکی بود.

ایران، زادگاه ندا نوابی بنیجه، میهمان برنامه امروز ترکیه، خانه من، همسایه دیرین ترکیه است. صدها سال است که روابط بسیار نزدیکی بین ترکیه و ایران وجود دارد. ندا می گوید، "همین نزدیکی، دلیل شباهت فرهنگ های دو کشور و فرهنگ نزدیک مردمان دو کشور می باشد. از اینرو در ترکیه احساس غربت نکردم. ترکیه تبدیل به خانه من شده است."

عزیزان میهمان برنامه این هفته مان ندا نوابی بنیجه از ایران بود. ندا 28 سال قبل برای دریافت ویزای آمریکا به ترکیه آمد ولی پس از دریافت پاسخ منفی، ساکن ترکیه شد.

تا برنامه ای دیگر و روایت داستان زندگی جدید خدانگهدار.

 

 



خبرهای مرتبط