از منظر ترکیه - دنیا از 5 بزرگتر است!

رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه در هر فرصتی با شعار "دنیا از 5 بزرگتر است" به انتقاد از این سیستم متضاد و ناعادلانه سازمان ملل و نظام حاکم جهانی میپردازد

از منظر ترکیه - دنیا از 5 بزرگتر است!

پس از جنگ جهانی دوم تنظیمات حیاتی ایجاد شده در زمینه هایی نظیر عدالت، تبادلات اقتصادی و آزادی ها در نظام قدیم جهانی با شکست مواجه شد. این شکست نه در دوره فعلی بلکه در سال 1989 اتفاق افتاد. در حالی که یکی از جناح های این نظام از صحنه کنار کشید، جناح دیگر که ائتلاف آمریکا – انگلیس در آن جای میگرفت، با تلاش هر چه تمام تر در برابر این فروپاشی مقاومت کرد. این جناح بعد ها به بهانه سلاح هسته ای، کشور عراق را به جوی خون تبدیل کرد.

این قدرت اشغالگر مسلح که ائتلاف غرب نام گرفت، منجر به مرگ میلیون ها نفر در عراق شد. تقریبا نیمی از جمعیت 20 میلیونی عراق در وضعیت پناهجو قرار گرفتند. هنوز هم حدود 450 هزار مهاجر عراقی در ترکیه زندگی میکنند. در پایان این اشغال ده ساله، آمریکا و شرکایش که عراق را زیر رو کرده بودند، نه تنها سلاح هسته ای بلکه اثری از سلاح های شیمیایی غیرمعمول و سلاح بیولوژیک نیز در این کشور نیافتند. آمریکا به عنوان رهبر این ائتلاف که منجر به آوارگی دستکم ده ها میلیون نفر، کشته و یا زخمی شدن میلیون ها نفر شده بود، حتی از مردم عراق عذرخواهی نیز نکرد.

این اقدام در اصل یک جرم بین المللی بود. چرا که موفق به اثبات ادعاهای خود نشدند. ولی نظم ناعادلانه تاسیس یافته موسوم به "یالتا"در جهان در پی جنگ جهانی دوم، به بازخواست این جنایات وحشیانه اجازه نمیدهد. چرا که حقوق قدرتمندان بر این نظام حاکم است و این حقوق به هیچ وجه در مورد قدرتمندان اجرا نمیشود. عصیان فردی در برابر نظام پوسیده یالتا، برای اولین بار در سطح دولتمردان توسط رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه به زبان آورده شد. وقتی رئیس جمهوری ترکیه هنوز در پست نخست وزیری بود این عصیان را به زبان آورده و گفت که "دنیا از پنج کشور بزرگتر است"... اردوغان سیستم وتوی سازمان ملل را مورد انتقاد قرار داده و به این موضع ناعادلانه واکنش نشان داد.

عصیان اردوغان در غرب ابتدا به عنوان "ارضای نفس یک دولتمرد شرقی" مورد ارزیابی قرار گرفت. رسانه های غربی ابتدا کوشیدند تا این عصیان را بی اهمیت جلوه دهند. تا جایی که گویی این موضوع هرگز به گوش محافل آکادمیک غربی نرسیده است. ولی رئیس جمهوری ترکیه با اصرار به مطرح کردن اندیشه خود پرداخت. به هر جا که پا گذاشت و در هر فرصتی با شعار "دنیا از 5 بزرگتر است" به انتقاد از این سیستم متضاد و ناعادلانه پرداخت.

روسیه به عنوان یکی از این پنج کشور، به مقاومت اردوغان پیوست. چرا که ولادیمیر پوتین رئیس دولت روسیه نیز شاهد شد که قدرتهای سه گانه آمریکا – انگلیس و آلمان سعی دارند تا بر علیه کشور روسیه متحد شده و به تنهایی نظم سابق جهانی را ادامه بدهند.

پوتین از ساختار پنجگانه سازمان ملل که کشور متبوعش نیز جزوی از آن بود، کنار کشید. سیاستهای جدیدی در چارچوب شعار رهبر ترکیه مطرح شد. پوتین ترجیح داد تا علیه سیاست "جنگ داخلی – خون  و دشمنی" آمریکا در خاورمیانه از سیاستی مشترک با اردوغان پیروی کند.

اگر چه روسیه به طور کامل از بند سیاست خارجی سنتی و خشن خود رها نشده ولی در هر حال در کنار سیاستهای صلح آمیز اردوغان در خاورمیانه جای گرفت. با حمایت پوتین از سیاستهای اردوغان برای اولین بار در بخش هایی از سوریه صلح حاکم شد. کریدور صلحی که ترکها در مرز سوریه تشکیل دادند توسعه یافته و امروز به پشت درهای حلب رسیده است.

اردوغان رهبر ترکیه طرز فکر موجود در مورد کشورهای آفریقایی را بر عکس آنچه که سالها بر مبنای نگرش غربی ها تعریف شده بود، با چشم اندازی دیگر بیان نمود. با این چشم انداز به کشورهای آفریقایی به عنوان یک شریک سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با حقوق کاملا مساوی نزدیک شد. در جهانی که با کنفراس یالتا تاسیس شده بود، جایی برای ترکیه و روسیه در آفریقا وجود نداشت. اردوغان به محض بر عهده گیری سمت رهبری در ترکیه، با آغاز روابط جدید با آفریقا، با سد گمرک و ویزا را از میان برداشت. درهای مدارس و  دانشگاه های ترکیه را به روی جوانان آفریقایی باز کرد. و شمار 9 نمایندگی موجود ترکیه در این قاره را به 30 افزایش داد.

اردوغان با انتقاد شدید از سیاستهای استعمارگرانه اروپا و غربی ها در آفریقا، نگرش جدیدی را به وجود آورد. پوتین نیز سیاستهای اردوغان در مورد آفریقا را در کشور خود اجرا کرد.  امروزه در تمامی پایتخت های آفریقایی میتوان دیپلماتها، تجار و توریستهای روس را دید. پوتین نیز سیاستهای استعمارگرانه غرب را شدیدا مورد انتقاد قرار میدهد.

قاره های آسیا و آفریقا با مرکزیت خاورمیانه  یکبار دیگر طراحی میشود. همانند آنچه که در سوریه اتفاق می افتد، سیاستهای استعماری ایالات متحده و غرب گام به گام از این مناطق دور میشوند. امروز دیگر قدرتی به نام آمریکا در سوریه باقی نمانده است. حضور ایالات متحده در عراق همانند برف آفتاب زده آب میشود. پروژه صلحی که ترکیه و روسیه در سوریه اجرا میکنند، روزنه امیدی برای دیگر کشورهای مسئله دار شده است.

رهبران ترکیه و روسیه به تنهایی خواهان تاسیس یک نظام جهانی نیستند. آنها درهای این نظام جدید را بر روی آمریکا که از ساختار اقتصادی و نظامی قدرتمندی برخوردار است، نیز باز گذاشته اند. تصور کنید آمریکایی که آغازگر جنگ داخلی در سوریه بوده و حتی نفس کشیدن مردم اینکشور را نیز کنترل میکرد امروز دیگر در سوریه حضور ندارد. امروز آمریکایی هست که از سر میز مذاکرات صلح سوریه دور شده است.

در منطقه بالکان نیز بحران های مشابهی وجود دارد. آمریکا آغاز به تبدیل منطقه به انبار سلاح کرده است.

انسان ها امیدوارند تا نگرش عادلانه ترکیه و قدرت نظامی روسیه نقش فعالی در شکل گیری نظام جدید جهانی ایفا کند. رسانه های غرب و نهادهای تولید اندیشه دیگر به بیان این حقیقت میپردازند.

به ویژه وقتی دیازین مجدد خاورمیانه مورد بحث قرار میگیرد، کسی حتی اتحادیه اروپا را به یاد نمی آورد. در حالی که امیدها از ایالات متحده قطع شده است، اردوغان و پوتین دونالد ترامپ رئیس جمهوری جدید آمریکا را در صورت شرایط عادلانه سر میز مذاکره دعوت میکنند.  اگر ترامپ نیز از سیاستها اوباما و حامیان جنبش نئوکان در خاورمیانه پیروی کند، ظرف مدت کوتاهی دیگر آمریکا حتی حق ورود به این منطقه را پیدا نخواهد کرد.  ترامپ که طی روزهای اخیر به کاخ سفید نقل مکان کرده است، یا از رویکردهای نئوکان و استعمارگرانه سابق در انی کشور پیروی کرده و زمینه فروپاشی آمریکا را فراهم خواهد کرد و یا جایگاه کشورش در یک جهان آزاد را تقویت خواهد کرد.

 



خبرهای مرتبط