دین و جامعه مدنی: ضرورت وجود عشق و محبت در جامعه

دین و جامعه مدنی: ضرورت وجود عشق و محبت در جامعه

انسان موجودی است که در درون جامعه می باید زندگی کند.
زندگی در جامعه به معنی تعامل و اثرپذیری از یکدیگر و وضع کردن برخی قواعد و قوانین فردی و اجتماعی است.
این عناصر از یکسو سبب پیوند جامعه شده و از سوی دیگر موجب ظهور هشیاری جمعی می گردد.
انسان موجودی است که همواره بصورت بارزی نیازمند عشق، مهربانی، دوست داشتن، دوست داشته شدن، حیا و دیگر امور فطری است.
البته انسان به تنهایی قادر به تنظیم این امور و عناصر نیست. او باید در درون جامعه باشد و ضمن برقراری روابط رو در رو و مستقیم با دیگران حرکت کند.
بی تردید عشق از جایگاه مهمی در جامعه برخوردار است. انسانی که از سوی دیگران دوست داشته شده باشد در خود احساس غرور و بزرگی می کند. انسانی هم که دوست داشتن را تجربه می کند در خود در زمینه های تکریم انسانها، همکاری و همیاری با انها احساس نیروی بیشتری می کند.
عشق به دلیل انگیزه ای که ایجاد می کند هم طور مستقیم و هم بصورت غیر مستقیم بر انسانها تاثیر می کند.
عشق میتواند به صورت غیر مستقیم سبب افزایش اعتماد به نفس، رشد روحیه کام یابی و حتی بلوغ فردی شود. این روحیه می تواند فرد را خشنود سازد و نسبت به اینده امیدوارتر کند. به این ترتیب انسانی که قلب او مملو از عشق است می تواند از موفقیتی به سوی موفقیتی دیگر رود.
عشق همچنین قادر به تقویت روحیه زیبایی دوستی در انسان می شود. چنین انسانی قادر به افرینش زیبائیهای متعدد هنری نیز هست. همچنین چنین انسانی به دلیل عشقی که نسبت به انسانهای دیگر دارد دارای صبر و مثبت نگری بوده قادر به همکاری تنگاتنگ با انان خواهد بود.
به همین دلیل عشق می تواند سبب بهبود رفتار و گفتار و پندار انسانها شود.
همانگونه که زبان، نژاد، رنگ پوست و دین و مذهب انسانها متفاوت است در نوع نگرش انان به عشق نیز تفاوتها متعددی وجود دارد.
همانگونه که می دانیم مثلا برخی از انسانها به دنبال ورزشند، برخی دیگر به دنبال شهرتند و برخی از آنها هم در پی مال و ملکند.
اما عشق وجه مشترک همه انسانها است. در ذات همه انسانها از ابتدای تولد روحیه عشق و عاشقی وجود دارد. این قابلیت همانند دیگر موارد می تواند در مسیری مثبت و یا منفی رشد و توسعه یابد.
به همین دلیل است که برخی از انسانها به ظلم، پستی، اهانت، دروغ، حیله، تمبلی، مشروب خواری، خیانت، قمار، دزدی و... روی می آورند. در مقابل انسانهایی نیز هستند که در مسیر ایمان، عبادت، درستی، خوبی، فعالیت، نوعدوستی و صداقت و شرافت گام برمی دارند!

انسان به خواست خداوند از روح و بدن شکل گرفته و در درونش احساسات قرار داده شده است. یکی از این احساسات عشق است که انسان را به عنوان یک انسان کامل شکل می دهد.
به همین دلیل عشق در دیدگاه اسلامی و بخصوص براساس آموخته های قران کریم و سنت، در قالب معانی ای چون پسندیدن، رغبت کردن، خواستن، میل داشتن، دوست داشتن، ترجیح دادن و عشق داشتن بیان شده است.
انسانها در کنار عشقهای غیر ارادی ای چون فرزند، همسر و ثروت از عشقهای ارادی ای چون الله، پیغمبر، وطن، ملت، دین و ایمان نیز برخوردارند.
برای مسلمانان عشق به خداوند، پیغمبر، خانواده، انسانها، موفقیت، طلب کمک از خداوند، عفو، نعمات دنیوی و اخروی، ... توصیه شده است.
در مقابل از انسان مسلمان خواسته می شود که علیه هر الهه ایی غیر از الله، صرف دوست داشتن نعمات دنیا، انتشار بدیها در جامعه، فرو رفتن در حس زندگی دوستی، مردم آزاری قد علم کند. 


برچسب ها:

خبرهای مرتبط