ترکهای ساکن آلمان و نقش آنها در این کشور

ترکهای ساکن آلمان و نقش آنها در این کشور

سفر رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در روز 24 می به آلمان و در روز 19 جون به وین بیانگر واقعیت بسیار مهمی است. این واقعیت نیز این است که در کل اروپا و بویژه در آلمان، ترکها یکی از عناصر بسیار مهم جامعه می باشند. همانطور که آلمان و اروپایی بدون وجود ترکها غیرقابل تصور می باشد، اروپایی بدون وجود ترکیه نیز غیرقابل تصور است.
آلمان در راس کشورهایی قرار دارد که اکثریت جمعیت آن را ترکها تشکیل می دهند. بر اساس آمار و ارقام منتشره، نزدیک به 3 میلیون و 500 هزار ترک در آلمان زندگی می کنند. این جمعیت بیشتر از جمعیت بسیاری از کشورهای اروپایی است. از طرف دیگر، ترکهای ساکن آلمان تنها عبارت از یک جمعیت نیستند، بلکه در عین حال قدرت اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، فرهنگی و سیاسی کشور را نیز در دست دارند. امروز در آلمان منطقه ای وجود ندارد که ترکها در آن زندگی نکنند. در کل اروپا و بویژه در آلمان در حالیکه ترکها قبلا تنها قدرت اقتصادی را دست داشتند، امروزه در ساحه های مختلفی از صنعت و تجارت گرفته تا مطبوعات، هنر، فعالیتهای آکادمیک، ورزش، توریسم، سیاست و سایر ساحه ها صاحب سخن هستند.
اکنون به ارزیابی های پروفسور دکتر رمضان گؤزه ن عضو هیات علمی رشته حقوق و روابط بین الملل دانشگاه مارمارای در این رابطه گوش می دهیم.
گئچیش
وقتی صحبت از آلمان و ترکیه می کنیم، مفاهیم بسیار زیاد و عمیقی به اذهان می آید. روندی که از دهه 1960 و از آغاز مهاجرت ترکها به آلمان آغاز شده، برای ترکیه و آلمان نتایج بسیار مهمی را در پی آورده است. روابط بین ترکیه و آلمان که در قرن 19 آغاز شد، در قرن 21 با نزدیکی اجتماعی گسترش بیشتری یافت. همکاری که در قرن 19 و مابین دولتها تاسیس یافت، در قرن 21 در سطح جوامع بین دو کشور گسترش بیشتری یافت. علاوه بر 3 میلیون و 500 هزار شهروند ترک ساکن آلمان، در ترکیه هم تقریبا به هیچ شهروندی برنمی خورید که یکی از اعضای خانواده، فامیل و یا نزدیکانش در آلمان زندگی نکند. هم اکنون ترکهای ساکن آلمان با آرای خود در انتخاب نمایندگان مجلس و ریاست جمهوری ترکیه ایفای نقش می کنند.
آلمان برای ترکها، تنها منبع تامین درآمد نبوده، در عین حال از بسیاری جهات منبع الهام نیز می باشد. اولین ترکهایی که به آلمان مهاجرت کردند، با هدف پیدا کردن شغل عازم این کشور شدند. اما امروزه می بینیم که ترکهای ساکن آلمان در رشد و پیشرفت ترکیه سهم بسزایی ایفا می کنند. هزاران ترکی که جزو اتباع آلمان هستند و یا پس از سالها زندگی در آلمان به ترکیه بازگشته اند، دینامیزم اصلی کشور را تشکیل می دهند. در تیمهای فوتبال ترکیه، در دانشگاهها، موسیقی، صنعت، سیاست، توریسم، حمل و نقل فعالیت می کنند. البته که نقش ترکهای ساکن آلمان در این کشور را نیز نباید نادیده گرفت. در آلمان تقریبا در تمامی ساحه ها از فوتبال و هنر گرفته تا سیاست و صنعت نمی توان حضور ترکها را نادیده گرفت.
البته که دستاورد ترکها و ترکیه از آلمان و اروپا تنها این موضوعات نیست. مهمترین دستاورد ترکیه ارزشهایی همچون آزادی، دموکراسی و حقوق انسانی است که اینها را هم از طریق شهروندان ترک مقیم اروپا و هم از طریق مطابقت دادن خود با معیارهای اتحادیه اروپا بدست آورده است. در رفتن ترکیه به سوی آزادیها و دموکراسی بیشتر نمی توان نقش اتحادیه اروپا و شهروندان ترک ساکن اروپا را نادیده گرفت. بسیاری از ترکهایی که در ترکیه تحت فشار حکومتهای کودتاگر و رژیمهای نظامی قرار گرفته بودند، به آلمان و سایر کشورهای اروپایی پناهنده شده بودند. هنرمندان و سیاستمداران چپ گرا و مارکسیست که در پی کودتای نظامی 1980 به اروپا پناهنده شده بودند و نیز دختران محجبه ای که پس از کودتای پست مدرن 28 فوریه برای ادامه تحصیلات خود به کشورهای اروپایی پناهنده شده بودند، در راس این افراد قرار می گیرند.
این تابلو نشان می دهد که طی 50 سال گذشته، ترکها و المان با همکاری و تطابق متقابل باعث سود و منفعت برای یکدیگر شده اند. این نتیجه البته که باعث غرور و خوشحالی است. اما این تابلو را می توان بهتر و زیباتر کرد. وجود ترکها در آلمان می تواند نتایج مفیدتری را در پی داشته باشد. اگر در طی سالهای گذشته برخی مشکلات و موانعی که از هر دو طرف ناشی شده، وجود نداشت، نتایج حاصله می توانست باعث خشنودی بیشتر طرفین شود.
این مسایل و موانع را می توان بدین شکل خلاصه کرد: ترکهای ساکن آلمان، از امکانات آموزشی، علمی و تحقیقاتی این کشور می توانستند بهره بیشتری بگیرند. این امر نیز سبب می شد تا تعداد آکادمیسین های ترک در دانشگاههای آلمان افزایش بیشتری پیدا کند. بدین ترتیب در سایه بهره گیری از امکانات علمی و زبانی می توانستند فرهنگ خود را در جامعه اروپا بیشتر ترویج کنند. در سایه زبان و اطلاعاتی که کسب می کردند، برای مسایل و مشکلات موجود در آلمان می توانستند راه حلهای بهتر و مناسبتری ارائه دهند. در نهادهای مدنی، سیاست و نیز مکانیزمهای تصمیم گیری این کشور می توانستند، نقش بیشتری ایفا کنند. اگر ترکها در مرکز شهرها زندگی می کردند، می توانستند نقش بیشتری را در جامعه بر عهده بگیرند. به عبارت دیگر بدون اینکه در جامعه آلمان حل شده و دچار اضمحلال فرهنگی شوند، خود را با معیارهای جامعه آلمان وفق داده، برای خود، ترکیه و هم برای جامعه آلمان موثرتر و مفیدتر باشند.
اما در اینجا نمی توان مسایل، مشکلات و موانع ایجاد شده از سوی سیاستمداران آلمانی را نیز نادیده گرفت. برخی از این موانع عبارتند از: پیشداوریهای جامعه آلمان در مورد جوامع شرقی و مسلمان، احساسات نژادپرستانه آلمانی که ریشه در خاک این کشور دارد، عدم تحمل و بدبینی در مقابل فرهنگهای مختلف، تلاش در جهت ایجاد اضمحلال فرهنگی در بین ترکها، نادیده گرفتن مسایل و مشکلات جامعه ترک ساکن آلمان با هدف کسب آرای بیشتر در انتخابات و نیز مسایل و مشکلاتی که ریشه در مسایل اقتصادی و ایدئولوژی این کشور دارد.
اگر این مسایل و مشکلات به شکلی صحیح و از راه درست حل شود، بطور قطع آینده برای دو طرف درخشانتر خواهد بود.


 


برچسب ها:

خبرهای مرتبط