چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 16 عقرب 1397 هجری شمسی -45-

روند جهانی شدن، باعث درهم آمیختن وهمزیستی هر چه بیشترهویتها، فرهنگ ها، ادیان و زبان های مختلف شده است

چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 16 عقرب 1397 هجری شمسی -45-

چشم اندازتمدن جهانی ازدیدگاه تورکیه چهارشنبه16عقرب 1397هجری شمسی45

این هفته مطلبی داریم  تحت عنوان " اسلام اوروپایی" بقلم پروفیسور دوکتور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم. مدتی است که در اروپا مباحثاتی بر سر اسلام اروپایی مطرح بوده است. اگرچه این مسئله بیشتر به مسلمانان مربوط میشود، ولی معمولا دولت های اروپایی، نهادهای امنیتی، نویسندگان وآکادمیسینهای غربی طرفهای مباحثه درمورد این موضوع هستند. این مباحثه اساسا بحث بیجایی نیست. روند جهانی شدن، باعث درهم آمیختن وهمزیستی هر چه بیشترهویتها، فرهنگ ها، ادیان و زبان های مختلف شده است. اگرچه این همزیستی برای دولتهایی نظیرعثمانی وضعیتی شناخته شده بود، ولی برای غرب تازگی دارد. در قرن گذشته روابط بین کشورهای غربی با دیگر کشورهای دارای دین و فرهنگ متفاوت، چیزی به جز استعمار و مستعمره نبود. با مهاجرت انسانهای اینکشورها به غرب، کشورهای غربی برای اولین بار با تفاوت ها مواجه شدند. ازآنجایی که این دوره، درعین حال دوره دولت های مدرن، مرکزی و ملی است، ولی همزیستی بین تفاوت ها شکل دشوارتری به خود گرفته است.

فرهنگ اروپاییِ هماهنگ با اسلام

امروزه همزیستی بیشتر انسان های دارای تاریخ، زبان و فرهنگ مختلف، سبب شده تا دولتها، سازمان ها و روشنفکران بیشتر به این مسئله توجه کنند. مقصود از اسلام اروپایی، شیوه های اسلامی آورده شده از خارج از اروپا به این منطقه نیست. بلکه شیوه هایی است که با اسلام عجین شده است. زبان، فرهنگ و روشی که از اسلام اروپایی میتوان نام برد، در حد معینی در بطن فرهنگ اسلامی جای گرفته است. از اینرو برخورد و شیوهای اسلامی در تورکیه، خاور دور، منطقه بالکان و خاورمیانه در اصل یکی بوده و دارای تفاوتهای اندکی میباشند. در این چارچوب، اسلام اروپایی نه با شیوه های مطابق با انسانهایی که از جغرافیاهای مختلف آمده اند بلکه با فرهنگ، سبک زندگی و برخورد اروپایی مطابق با اسلام تعریف میشود. همانطور یکه  پیاده کردن سبک زندگی، عناصر فرهنگی، هنری، ادبی و فولکلوریک متعلق به آفریقا، خاور دور و خاورمیانه در تورکیه و یا کشوری دیگر ناخوشایند به نظر میاید، پیاده کردن آنها در اروپا نیز به همان اندازه ناخوشایند خواهد بود. این اساسا به معنی نادرست بودن عناصر فرهنگی نیست بلکه باید بدانیم که هر جامعه ای متناسب با جغرافیایی که در آن جای گرفته عناصر فرهنگی منحصر به خود را دارد. بدون شک در یک جامعه باز و متمدن، بجز فرهنگ مشترک، برای زنده نگاهداشتن فرهنگهای مختلف نیز تلاش میشود. یک فرهنگ اروپایی هماهنگ با اسلام، نه برای کسانیکه به اروپا آمده اند، بلکه باید از جنبه خود اروپا نیز مورد ارزیابی قرار بگیرد. این در حالی است که وقتی سخن از یک فرهنگ اروپایی هماهنگ با اسلام به میان می آید، باید عناصری نظیرنژادپرستی، فاشیزم و نازیزم که در بطن فرهنگ اروپایی جای دارند را از داخل آن بیرون کشید. اسلام اروپایی در برخی مواقع به عنوان مهاجرینی که فاقد ارزشهای بین المللی نظیر تساوی، آزادی، حقوق بشر، کثرت گرایی و همزیستی هستند، تلقی میشود. در حالی که این خود اروپایی ها هستند که اخیرا به شدت از این ارزشها دور شده اند. برخوردی را که آنها مهاجرین را در زمره انسان  قرار نمیدهد و همچنین افزایش روز افزون مهاجرستیزی و اسلام ستیزی، همه آن چیزهایی است که در مورد اروپایی ها در ذهن تداعی میشود. مطالعات مردمی نشان میدهد که میزان ترس از متفاوت بودن با دیگری و دشمنی با همکار و یا همسایه خارجی روز به روز در حال افزایش است.

برخورد یک اسلام اروپایی مبتنی بر امنیت نه آزادی طلبی

با نگاهی به اقدامات دولت های اروپایی، اسلام اروپایی مبحثی مردمی و یا مبتنی بر ارزش های فرهنگی به نظر نمیرسد. کشورهای اروپایی با این موضوع بیشتر با دید امنیتی برخورد میکنند. در واقع به همین علت است که این فعالیت ها نه از جنبه فرهنگی، همزیستی مسالمت آمیز، کثرت گرایی و تفاوت ها بلکه با نگاه امنیتی و اطلاعاتی از سوی سرویس های اطلاعاتی مورد اجرا قرار میگیرند. البته که اگر یک مسئله امنیتی مورد بحث باشد، تدابیر امنیتی اتخاذ خواهد شد. این جای بحث ندارد. ولی نگاه به مسائل اجتماعی، انسانی، فرهنگی و سیاسی مربوط به میلیون ها تن، تنها از دیدگاه امنیتی، میتواند منجر به تعمیق مسائل شود. تدوین قوانین و قواعد جدید در شرایطی که دولت ها با آن آشنا نیستند، اقدامی کاملا قابل درک و ضروری است. ولی این اقدامات باید در راستای درک مسائل انجام شوند. نه در راستای سرکوب، تغییر و محکوم کردن. دول اروپایی به جای انتصاب چهره های دور از اسلام به ریاست نهادهایی نظیر شورای های اسلامی، باید مسلمانان را در راستای تشکیل این نهادها تشویق کنند. این فعالیت ها نه از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بلکه باید از جانب نهادهای مردمی مورد اجرا قرار داده شود.

آنچه که برای مسلمانان لازم است تا آنرا انجام دهند...

هنگام بررسی اسلام اروپایی، انتقاد از کشورهای مربوطه و در عین حال گفتن اینکه مسلمانان به وظایف خود عمل  کرده اند، موضعی کاملا غیراخلاقی خواهد بود. اگر امروز در میزان مشارکت مسلمانان مقیم غرب در عرصه های آموزشی، اقتصادی، سیاسی و آکادمیک کم و کاستی وجود دارد، اگر میزان جرایم آنها بالاست و اگر فعالیت های فرهنگی کافی ندارند، بدون شک وظیفه بسیار خطیری برعهده مسلمانان و نهادهای وابسته به آنان قرار دارد. مسلمانان مکلف اند تا در کشورهایی که در آن مقیم هستند، مسائل ناشی از معرفی و بیان خود را مطرح کنند. با فعالیت هر چه نزدیک تر با مقامات این کشورها، با برقراری ارتباطات مستقیم و روشن، فعالیت های مربوط به رفع جو ترس را به پیش ببرند.

یک اسلام غیراجتماعی چه نوع دستاوردی میتواند برای اروپا در پی داشته باشد؟

آنچه که اقشار معینی خواهان دستیابی به آن از طریق اسلام اروپایی هستند، تمایل به داشتن یک اسلام و یا مسلمانانی است که از هر نوع ادعای مربوط به جامعه، خانواده و انسان عاری باشند. در حالی که از هم پاشیدن کانون خانواده، اطفال بی سرپرست، هم جنس گرایی، ارتباط اینسیست و اعتیاد به مواد مخدر در اروپا فوق العاده رایج است. اروپا از جنبه ارزشهای اجتماعی امروز در عصری به سر میبرد که انحرافات و رفتارهای غیرانسانی از آن موج میزند. از اینرو مسلمانانی که ارزشهای مربوط به جامعه، خانواده و انسان را از دست داده باشند، روند فروپاشی اروپا را تسریع خواهند بخشید.

مسیحیان و یهودیان باید از مسلمانان حمایت کنند

با نگاهی به روند مشابهی که مسیحیان و یهودیان تجربه کردند، خواهیم دید که چنین مسلمانانی هیچ دستاوری به همراه نخواهند داشت. به عقیده من مسیحیان و یهودی ها نیز از سقوط اخلاقی و از بین رفتن ارزشهای اجتماعی، ناخشنود هستند. حتی سیکولاریزم نیز با از بین رفتن ارزشهای اجتماعی مخالف است. اساسا مسیحیان و یهودیان نیز باید در برابر این وضعیت حساس بوده و واکنش نشان بدهند.

مسلمانان اروپایی باید بر دستور کار خود واقف باشند.

فراتر از همه اینها، مسلمانان چه در آفریقا، آمریکا، چین و چه در هندوستان و خاورمیانه باید برشیوه زنده گی وامور محوله خود واقف باشند... حتما سوال میکنید چطور؟ هفته آینده به توضیح در این زمینه خواهیم پرداخت...

ارزیابی های پروفیسور دکتر قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید انقره  را تقدیم حضورتان کردیم.

Ankara Yıldırım Beyazıt Üniversitesi Siyasal Bilimler Fakültesi Dekanı Prof. Dr. Kudret BÜLBÜL

 

 



اخبار مربوطه