چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 14 سنبله 1397 هجری شمسی -36-

دیرینه اسلامی فراموش شده در هندوستان

چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 14 سنبله  1397 هجری شمسی -36-

چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 14 سنبله 1397 هجری شمسی -36-

در این برنامه بحثی داریم به قلم پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید تحت عنوان " دیرینه اسلامی فراموش شده در هندوستان":

دیوید هاروی جامعه شناس، در كتاب "وضعيت پست مدرنيته" خود، از عصری که در آن زندگی میکنیم به عنوان فشردگی زمان ومکان نام میبرد. روندی که تحت عنوان جهانی شدن پشت سرمیگذاریم، در عین نزدیک کردن دوردست ها، میتواند هرآنچه که درنزدیکی ها ست را دورتر سازد. این روند ممکن است، تاریخ مشترک و تجربیات مان را نیزبه باد فراموشی بسپارد.

این هفته میخواهم به توضیح درباره مسلمانان هندوستان بپردازم. هندوستان امروزه ازجنبه درک اجتماعی، به اندازه مکسیکا از ما دور است. ولی آیا از نظر تاریخی همواره اینگونه بوده است؟

اکنون توجه شما را به ارزیابی های پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید جلب میکنیم.

مسلمانان هندوستان ودیرینه اسلامی فراموش شده در هندوستان

آشنایی شبه قاره هند (هندوستان، پاکستان و بنگلادش) با اسلام به دوره حضرت عمررضی الله تعالی عنه برمیگردد.

دکترعمرانس Omair Anas مدیرمرکز مطالعات مشرق در دهلی نو که در عین حال عضو مهمان هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ییلدیریم بایزید میباشد، مهمان این هفته برنامه چشم جهان در رادیو صدای ترکیه بود. وی در این برنامه تاکید کرد که اسلام از سه طریق وارد هندوستان شده است. اولی همانند اندونزیا، توسط تجار مسلمان تحقق یافت. تجار مسلمانی که در حرفه خود تبحر داشته و جلب اطمینان کرده بودند، نقش بسیار مهمی در ترویج اسلام در قاره هند داشتند.

ورود صوفی ها از آسیای میانه به این منطقه نیز دومین راه ترویج اسلام در هند بود. دکتر Omair Anas همچنین تاکید میکند که به ویژه مولانا جلال الدین رومی، شخصیت شناخته شده ای در این قاره میباشد. او میگوید، مسلمانان هندی و به ویژه صوفی ها هنگام سفر به ترکیه حتما از شهر قونیه بازدید میکنند. به گفته وی مولانا میتواند بین دو کشور نقش یک پل را ایفا کند. شاید اهل بلخ یکی از شهرهای خراسان، افغانستان امروزی بودن مولانا یکی از عوامل تاثیرگذار در این امر میباشد. با نگاهی به زندگی مولانا، خواهیم دید که شخصیت والا و پیام های فوق تاریخی وی همانند پلی است که بین این منطقه و آناتولی قرار گرفته است. مولانا در هر دوره ای انسانهای هر جغرافیا، کشور و منطقه ای را با هم متحد میسازد.

سومین راه ترویج اسلام در هندوستان، از سوی دولتهای مسلمانان تحقق یافت. دولتمردان مسلمان ترک تبار، از سالهای هزار تاثیر خود در منطقه را آغاز کردند. نحوه مدیریتی در بین مسلمانان در امپراتوری عثمانی و اندلس مبتنی بر مسامحه و احترام به تفاوت ها بوده و با سنت و فرهنگ مردم بومی شبه قاره هند ادغام شده بود.

عالمان مسلمان بزرگی در شبه قاره هند پرورش یافتند. اگر حافظه خود را تازه کنیم، چهره هایی نظیر امام ربانی نویسنده اثر مکتوبات(1564-1624) ، شیخ ولی الله دهلوی نویسنده حجة الله البالغه (1602-1662) و ابوالحسن ندوی نویسنده کتاب کندوکاوی در اوضاع جهان و انحطاط مسلمانان (1914-1999) را به خاطر خواهیم آورد.

در پی اشغال هند توسط انگلستان، گذشته اسلامی این کشور کمرنگ تر شده حتی به باد فراموشی گرفته شد. در روند تاسیس دولتهای هندوستان، پاکستان و بنگلادش، تاریخ سیاسی و تلاش این کشورها برای تشکیل ملت خود به اندازه سیاستهای اشغال گرایانه، موثر بوده است.

امروزه هندوستان با جمعیت بیش از 200 میلیونی اش، پس از اندونزی دومین کشور دارای بیشترین مسلمان میباشد. با نگاه به شبه قاره هند، جمعیت مسلمان به 600 میلیون بالغ میشود. جمعیت کشور هند یک میلیارد و سیصد میلیون نفر است. وضعیت کنونی مسلمانان هند متاسفانه چندان خوشایند نیست. فشارهای وارده بر مسلمان در منطقه آسام هند روز به روز در حال افزایش است.

سلطنت های ترک تبار با قدمت 700 سال

سلاطین ترک تبار در شبه قاره هند از سالهای هزار تا سال 1857 حکمرانی کردند. سلطنت ترک ها در این قاره با غزنویان آغاز شد. یکی از باشکوه ترین سلطنت های این دوره در زمان بابرشاه و پسرش جهانگیر شاه از ترکهای چاغتای و دوره امپراتوری بابر تاسیس شد.

این سلطنت ها در دوره بهادر آخرین شاه بابر، با شکست در برابر انگلیسی ها در سال 1957 به پایان رسید.

سلاطین عثمانی رابطه نزدیکی با سلاطین هندوستان داشتند. برخی از پرنسس های خاندان عثمانی، پس از تبعید از ترکیه با شاهزاد های هندی ازدواج کردند.

چه اتفاقی می افتاد اگر انگلیسی ها زودتر هندوستان را اشغال میکردند و یا مسلمانان قاره آمریکا را کشف میکردند؟

امروز در هندوستان 18 زبان رسمی، 22 ایالت و نزدیک به 400 زبان و لهجه متفاوت وجود دارد. هندوستان از جنبه زبان، فرهنگ، دین و باور، غنی ترین و رنگین ترین کشور دنیاست. بی شک دول مسلمان نقش بسیار مهمی در تداوم این غنا داشته اند. چرا که این دولتها بودند که فرهنگ، زبان و دین بومی را حفظ کرده و آن را بخشی از تمدن خود دانستند. همانند آنچه که عثمانی در جغرافیای خود و اعراب در اندلس انجام دادند. از اینرو وقتی دول مسلمان، سقوط کردند، زبانها، ادیان و فرهنگ ها به همان نحو به بقای خود ادامه دادند. به رغم حکومت های طولانی مدت مسلمانان، امروزه در منطقه بالکان زبان ترکی و در اندلس نیز زبان عربی خوانده نمیشود. ولی انگیسی یکی از زبانهای رسمی کشورهایی نظیر هندوستان، پاکستان و بنگلادش میباشد. این درحالیست که در آمریکا نه تنها دین، زبان و فرهنگ زنده مردم بومی بلکه خود آنها نیز همانند لک لک های در حال انقراض، تحت حفاظت قرار گرفته شده است.

حال این سوال در ذهن انسان مطرح میشود که اگر انگلیسی ها نه در سالهای دهه 1800 بلکه همانند آمریکا در سالهای دهه 1400 اقدام به اشغال هندوستان میکردند، چه اتفاقی می افتاد؟ احتمالا هندوستان به کشوری تبدیل میشد که زبان، دین و فرهنگ سفید پوستان به آن تحمیل شده و فرهنگ، زبان و باور انسانهای بومی در آن از بین میرفت. برعکس این را تصور کنید، اگر آمریکا نه از سوی غربی ها بلکه توسط مسلمانان کشف میشد، اکنون بومیان آمریکا در چه وضعیتی قرار داشتند؟ آیا فرهنگ، باور و زبان Astek، İnka ، Maya و دیگر بومی ها باز در معرض نابودی قرار میگرفت؟ یا اینکه امروز آمریکا به دست آنان اداره میشد؟

در جریان اشغال انگلیس، تنها فرهنگ غربی در شبه قاره هند حاکم نشد. این قاره به سه کشور هندوستان، پاکستان و بنگلادش تقسیم گردید. اینکه آیا این تقسیمات در نتیجه سیاست "تجزیه کرده و حکومت کن" امپریالیست انگلیس و یا سیاست های ناشی از ناچاری مسلمانان تحت فشار قرار گرفته ایجاد شده است، جای مباحثه دارد. کسی چه میداند، شاید اگر این قاره به عنوان یک کشور واحد، قادر به بقا میشد، اختلاف بین این کشورها مورد بحث نبوده و تاثیر مسلمانان نیز به عنوان اکثریت، میتوانست صلح و ثبات بیشتری را در منطقه حکمفرما کند.

جنگ رهایی بخش ملی و مسلمانان هندوستان

در جنگ جهانی اول، با حمله انگلیسی ها به خاک های عثمانی، مسلمانان هندی واکنش بسیار شدیدی را از خود نشان دادند. اشغال خاکهای عثمانی سبب شد تا امیدشان را به طور کلی از دست داده و با این وضعیت اشغال کشورهایشان تعمیق یافت. با هدف کمک به دولت عثمانی، جنبش خلافت که گاندی و جناح نیز از حامیان آن بودند آغاز شد. تظاهرات گسترده ای برپا شد. رهبران پیشروی این جنبش در دوره های آتی با نخست وزیر وقت انگلیس دیدار کردند و با هدف حمایت از جنگ رهایی بخش ملی اقدام به جمع آوری پول و ارسال آن به ترکیه کردند.

برنامه را با روند جهانی شدن آغاز کرده بودیم و در راستای همین مبحث نیز به پایان ببریم. روند جهانی شدن، در عین نزدیک کردن دوردست ها، میتواند هر آنچه که در نزدیکی ها ست را نیز دورتر سازد. این روند ممکن است، تاریخ مشترک و تجربیات را به باد فراموش بسپارد.

این نزدیکی ها، باید وسیله ای باشد برای تقویت روابط چند جانبه با کشور هندوستان یکی از کشورهای پیشرو در قرن بیست و یکم...

 ارزیابی های پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید تورکیه را در اینمورد به سمع شما رسانیدیم:

Ankara Yıldırım Beyazıt Üniversitesi Siyasal Bilimler Fakültesi Dekanı Prof. Dr. Kudret BÜLBÜL

 

 

 



اخبار مربوطه