چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 31 اسد 1397 هجری شمسی -34-

نباید ناامید شد ولی جهان و عرصه سیاست جهانی روزهای امیدوارکننده ای را پیش رو ندارد

چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 31 اسد 1397 هجری شمسی -34-

در این برنامه بحثی داریم به قلم پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید تحت صفت " نباید ناامید شد ولی جهان و عرصه سیاست جهانی روزهای امیدوارکننده ای را پیش رو ندارد" تحریر یافته است:

اخیرا، به بحرانی که بعد از دستگیری کشیش برانسون به اتهام همکاری با گروه‌های تروریستی فتو و پ.ک.ک و جاسوسی ، بین تورکیه و آمریکا ایجاد شده متمرکز شده ایم. تمایل گسترده ای در راستای تفسیر این بحران از جنبه روابط تورکیه و آمریکا وجود دارد. بسیاری از مباحثات عموما از این چشم انداز صورت میگیرد. 

بدون تردید دلایل به حقی وجود دارد که ما را به سمت بررسی این بحران از جنبه روابط تورکیه با آمریکا سوق میدهد. خریداری تجهیزات دفاع راکتی اس -400 از روسیه، صدای وجدان جهانی شدن تورکیه در برابر تصمیم آمریکا در مورد اعلام بیت المقدس به صفت پایتخت اسرائیل از سوی آمریکا و در آخر نیز موضوع دستگیری کشیش آمریکایی را میتوان از جمله عللی برشمرد که منجر شد بحران با آمریکا به این مرحله برسد. از نقطه نظر تورکیه، پرابلم اصلی؛ تلاش در جهت تشکیل یک دولت ترور توسط PKK/YPG که تورکیه آن را به صفت یک سازمان تروریستی میشناسد، اقامت سرکرده سازمان تروریستی فتح الله گولن به صفت مسئول اصلی اقدام به کودتای 15 جولای که به صفت واقعه 11 سپتامبر در تورکیه شناخته میشود در عمارت مجلل اش در آمریکا، عدم استرداد وی به رغم ارائه کلیه مدارک از سوی تورکیه به این کشور است. جا دارد، برای نشان دادن نوع برداشت افکار عمومی تورکیه از موضع آمریکا مثال داده شود. تصور کنید که کشوری از اسامه بن لادن میزبانی کرده و از طریق سازمان تروریستی القاعده، در تلاش تشکیل یک دولت ترور در مرز آمریکا با مکسیکا بوده باشد. آیا فکر میکنید افکار عمومی امریکا چه برداشتی از این اقدام خواهند داشت؟ برداشت مردم تورکیه از اقدام آمریکا نیز دقیقا همینطور است.

اگر این بحران را تنها با در نظر گرفتن روابط بین تورکیه و آمریکا مورد ارزیابی قرار دهیم، قطعا ارزیابی ناقصی را ارائه خواهیم داد. چرا که آمریکا تنها با تورکیه دچار بحران نیست. آمریکا بحران های بسیار بزرگتری را با چین، روسیه، اتحادیه اروپا مخصوصا با کشور آلمان دارد. حتی به طرز بی سابقه ای در طول تاریخ آمریکا، با مکسیکا و کانادا نیز دچار بحران است. دیگر لزومی ندارد که به بحران مزمن اینکشور با کوریای شمالی و ایران نیز اشاره کرد.

از اینرو، این درست نیست که بحران تورکیه و آمریکا را از جنبه روابط بین دو کشور مورد ارزیابی قرار داد. در عین حال بررسی این بحران ها از جنبه دولت ترامپ نیز چندان صحیح به نظر نمیرسد. قطعا عوامل متعدد ناشی از دولت ترامپ نیز بر بروز این بحران ها دامن میزند. ولی در کنار این، علت بروز بحران هایی که آمریکا را با کلیه کشورهای جهان درگیر میکند، را باید در اعماق آن جستجو کرد. مهمترین این علت ها را میتوان بدین شکل توصیف کرد:

مهمترین علت بحران هایی که امریکا در سطح جهانی با ان مواجه است، عدم نافع بودن اینکشور در جریان جهانی شدن اش است. آمریکا و شرکت های آن در جریان رقابت های جهانی، عقب مانده اند. کشورهایی که در جریان جهانی شدن سود برده اند نه آمریکا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا، بلکه کشورهای چین، هندوستان، برزیل و تورکیه هستند. در طول این روند، اقتصاد آمریکا بارها دچار بحران شده است. در حالی که کشورهای مذکور، درآمد ملی خود را افزایش داده اند. این دوره پایان سلطه یی آمریکا را به وضوح نشان میدهد.

کاملا مشخص است که آمریکا به ویژه از رقابت جهانی، شفافیت، و اقتصاد بازار آزاد سودی کسب نکرده است و این از مهمترین دلایل پرخاشگری های این کشور به شمار میرود. از اینرو بسیاری از روشنفکران و مسئولان ما باید دانش خود در زمینه جهانی شدن را تغییر بدهند. باید یکبار دیگر به تفکر در مورد سود بردن کشورهای پیشرفته از روند های جهانی شدن، و ثروتمندتر شدن ثروتمندان و فقیرتر شدن فقرا بپردازند.

دولت ترامپ، بر خلاف اقتصاد بازار آزاد تنها به این دلیل که کشورش از طول روند جهانی شدن سود نبرده است، به سیاستهای قبل از دوره جهانی شدن سوق یافته است. افزایش روز افزون مالیات ها، تعرفه های سنگین گمرکی، فرار سرمایه و فراخواندن شرکت بخش بزرگی از این سیاستها را تشکیل میدهد. این سیاست ها از سوی تجارت جهانی را محدود کرده و از سوی دیگر نیز به همه کشورها به ویژه خود آمریکا آسیب وارد خواهد کرد. بیش از همه نیز مصرف کننده متضرر خواهد شد. چرا که با افزایش مالیات و تعرفه های گمرکی نرخ کالا ها افزایش خواهد یافت.

علت دوم را همانطور که در برنامه های هفته گذشته توضیح دادیم، میتوان به صفت افزایش تاثیر روزافزون گروه های دینی، جماعت ها و فرقه ها در دولت آمریکا برشمرد. تصمیمات اخیر دولت آمریکا مبنی بر اعلام بیت المقدس به صفت پایتخت اسرائیل و کشیش برانسون هیچ نوع توجیه منطقی ندارد. یکبار دیگر به خاطر بیاوریم که مایک پنس معاون رئیس جمهورآمریکا و پسر بوش از مسیحیان اوانجلیست بودند.  

بحران مدیریت در دولت آمریکا را نیز میتوانیم به صفت یکی دیگر از علل بیان کنیم. پنتاگون در قبال بسیاری از رویدادها، با کاخ سفید و یا وزارت امور خارجه این کشور اختلاف نظر دارد. واکنش و انتظارات ائتلاف های مختلف در جامعه امریکا گاها کاخ سفید را به چالش میکشد. یکی از مهترین دلایل موضع پرخاشگرایانه دولت ترامپ، روند برکنار کردن ترامپ از پست اش است که از سوی این ائتلاف ها مطرح میشود.

اگر بحران بین تورکیه و آمریکا، فراتر از روابط دو کشور باشد، باید چه اقدامی کرد؟

بدون شک این مسئله از جوانبی برخوردار است که به تورکیه، آمریکا و دیگر کشورها مربوط میشود.

با نگاهی به مسئله از دیدگاه سیاست هایی که آمریکا از آن پیروی میکند، بازگشت به اقتصادهای بسته و ساخت دیوارهای بلند گمرکی، اقتصاد بازار آزاد را محدود خواهد کرد. این محدودیت کلیه کشورها و افراد را متضرر خواهد نمود. این سیاست ها که آمریکا به ویژه در برابر رشد اقتصادی چین تدوین کرده است، به طور نسبی قابل درک است. علاوه بر این، سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی و دیگر نهادهای بین المللی و کلیه حامیان تجارت و گردش آزاد باید از موضعی مشترک در قبال این سیاستها پیروی کنند. آمریکا در این بازی، قوانین را رعایت نمیکند و این خطر بزرگی برای همه کشورها محسوب میشود.

شاهد شدیم که در طول جنگ جهانی دوم، جریان های افراطی نظیر نازیسم و فاشیسم و امروز نیز جنبش های فکری و دینی در خاورمیانه، جهان را به چه مسیری سوق دادند. تحت تاثیر قرار گرفته دولت آمریکا نیز به همین شکل، از جریان های افراطی دینی اوانجلیست که به صفت صهیونیسم مسیحی مشاهده میشود، هیچ خیر و برکتی برای بشر نخواهد داشت. قشر آزادی خواه، کثرت گرا و لیبرال در آمریکا احتمالا متوجه این خطر هستند. مبارزات این قشر در راه عقلانیت، آزادی و کثرت گرایی برای بشر بسیار ارزشمند است. کشورها ممکن است در دوره های مختلف با بحران های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مواجه شوند. در این مواقع به رهبران دور اندیش نیاز است. دولت ترامپ در این زمینه چندان امیدوارکننده نیست. تاسف آور تر این است که این تنها دولت ترامپ نیست که چشم انداز امیدوار کننده ای ارائه نمیدهد. بسیاری از کشورهای اروپایی از سوی رهبران ناکارآمد ادامه میشوند.

نباید ناامید شد ولی جهان و عرصه سیاست جهانی روزهای امیدوارکننده ای را پیش رو ندارد.

 ارزیابی های پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید تورکیه را در اینمورد به سمع شما رسانیدیم:

Ankara Yıldırım Beyazıt Üniversitesi Siyasal Bilimler Fakültesi Dekanı Prof. Dr. Kudret BÜLBÜL

 



اخبار مربوطه