چشم انداز تمدن جهانی از دیدگاه تورکیه چهارشنبه 9جوزای 1397 هجری شمسی

چرا غرب همواره بحث های مربوط به اسلام معتدل را مطرح میکند، اسلام معتدل برای چه ویا کی؟

چشم انداز تمدن جهانی از دیدگاه تورکیه چهارشنبه 9جوزای 1397 هجری شمسی

چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 9 جوزای 1397 هجری شمسی

اگر منظور از اسلام معتدل، مبارزه با سازمانهایی است که به نام دین و مذهب و بدون توجه به ارزشهای انسانی، اخلاقی، وجدانی و اسلامی دست به ترور میزنند، بدون شک هیچ انسان عقل سلیم با یک چنین مبارزه هایی مخالفت نمیکند. سرویس های اطلاعاتی بعضی از کشورها با هدف دگرگون جلوه دادن واقعیت ها در تلاش هستند تا با ایجاد بحث های کذایی، موضوعات روز جامعه را بر اساس منافع و خواستهای خود تغییر دهند. با این حال، با استشهاد تاریخ و مثل معرف که میگویند، "خورشید با دو انگشت پنهان نمیشود" و هنگامی که موعد آن برسد، حقایق تلخ ودردناک بالاخره برملا خواهد شد. اکنون توجه ما را به نوشته پروفیسور دکتور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید جلب میداریم:

یکی از نمونه های این امر، بحثهای مربوط به "اسلام معتدل" است. در حالی که تحولات اخیر غرب، آبستن خطرات و تهدیدهای جدی برای جامعه غرب و عموم جهان بشریت است، میبینیم که همواره بحث های مربوط به "اسلام معتدل" مطرح می گردد. همانطور که جهان غرب در آستانه جنگ جهانی دوم، متوجه تهدیدهایی که در حال ایجاد آنها برای خود و بشریت بودند، نشدند و به شکل دوامدار بحث های مربوط به یهودیت را به پیش بردند، این بار نیز متوجه تاریکی بوجود آمده در نتیجه نئونازیزم و نئو فاشیژم نیستند و بطور مرتب بحثهای مربوط به "اسلام میانه رو" را پیشکش مینمایند. 300 فرانسوی با ادعای اینکه قرآنکریم خشونت و یهودی ستیزی را تشویق میکند، بیانیه مربوط به حذف بعضی آیات از کلام الله مجید را آماده و امضا میکنند. اما همین روشنفکران در قبال کشتار غیر نظامیان فلسطینی بدست اسرائیل که در واکنش به انتقال سفارت آمریکا از تل ابیب به بیت المقدس به شکل غیر انسانی و مغایر با حقوق بین المللی،  در مقابل چشمان و وجدان بشریت وحشیانه با فیر مستقیم گلوله ها به طرف آنها، ایشان را به شهادت رسانیدند، کاملا سکوت کردند. آیا خشونت، نژاد پرستی، اسلام هراسی و ضد بشری بودن، بزرگتر و وحشتناکتر از این وجود دارد؟

اگر منظور از اسلام معتدل، مبارزه با سازمانهایی است که به نام دین و مذهب و بدون توجه به ارزشهای انسانی، اخلاقی، وجدانی و اسلامی در جغرافیای محل زندگی خود دست به ترور میزنند، بدون شک هیچ انسان دارای عقل سلیم با یک چنین مبارزه یی مخالفت نمیکند. اما این امر را نباید تحت عنوان نیاز به اسلام میانه رو، بلکه باید تحت عنوان نیاز به مبارزه با تروریزم مطرح کرد. ترور تحت هر نام و از طرف هر کس و یا گروهی که انجام شود، ترور است بنابراین باید تعریف آن به درستی انجام شود. همانطور یکه افزایش فعالیت های تروریستی ازسوی افراد مسیحی در سالهای اخیر سبب بوجود آمدن بحث هایی با عنوان "مسیحیت معتدل" نشده است. درست مانند، خشونت و تروریزم اعمالی از سوی اسرائیل علیه فلسطینیان آن هم علیرغم همه قطعنامه های به تصویب رسیده نزد سازمان ملل متحد و مخالفت همه افکار عمومی جهان، سبب بوجود آمدن بحثی با عنوان "یهودیت معتدل" نشده است. وقتی به دقت نگاه می کنیم، روشن است که اصطلاح "اسلام معتدل" به معنای مخالفت واقعی با تروریزم نیست. اگر بخواهیم تروریزم را به معنای واقعی کلمه محکوم کنیم، انجام این کار مستقل از ادیان، ایدئولوژی ها و یا هر گونه نگرش امپریالیستی زیاد سخت نیست.

هنگامی که به آنچه که در این حوزه اتفاق می افتد، به دقت نگاه کنیم خواهیم دید که بحث از "اسلام معتدل" در واقع به عنوان وسیله ای برای دست یابی به منافع امپریالیستی، سرقت منابع زیرزمینی کشورهای مظلوم و تحت اشغال، کشتار مردم بی گناه این کشورها و اعمال ظلم و ستم بر آنها مورد استفاده قرار میگیرد. در حالی که کشورهای امپریالیستی در جهت تامین منافع خود در شرقمیانه اسب می تازند، بار دیگر مردم و ایدئولوژی های این جغرافیا را متهم کرده و آنها را به عنوان مجرم نشان می دهند. البته که مردم این جغرافيا باید دلایل این امر را که چرا مورد استعمار قرار میگیرند، مورد ارزيابي قرار دهند. اما بدون اینکه متوجه بازی های امپریالیزم جهانخوارشد و متوجه نقشه های آنها نیز بود تا بتوانند با موفقیت دسایس آنها را نقش بر آب کنند. هنگامی که شبکه ارتباطی موجود میان سازمانهای تروریستی مانند فتو، داعش، پ ک ک، پ ی د و سلاح هایی را که مجهز به آنها میباشند، به دقت بررسی کنیم، روشن میشود که این سازمان ها با برخی از سازمان های اطلاعاتی غربی در ارتباط هستند.

بعضی ازکشورهای غربی علیرغم میل وتصویب مردم خود ازهمکاری باحکومتهای سرکوبگر کشورهای اسلامی ابایی ندارند. بسیاری از کشورهای غربی از توسعه دموکراتیک در کشورهای شرقمیانه به جز اسرائیل حمایت نمیکنند. با دولت مصر که مردم خود را قتل عام کرده، هیچ مشکلی ندارند. با برخی از حکومتهای دیکتاتوری که به ظلم و ستم علیه مردم خود ادامه میدهند، رابطه بسیار خوبی دارند و در این راستا از این کشورها با عنوان اینکه "زنان میتوانند رانندگی کنند" تعریف و تمجید میکنند. این در حالیست که از تورکیه که اولین انتخابات خود را در سال 1876 برگزار کرده، حق انتخاب شدن را در سال 1934 یعنی خیلی زودتر از بسیاری از کشورهای غربی به زنان داده و تاریخ دموکراسی آن از تاریخ بسیاری از این کشورهای غربی دیرینه تر است، انتقاد کرده و به آن تهمت میزنند. با نگاهی به سیاست های برخی از کشورهای غربی در شرقمیانه، در مییابیم که اینکشورها به جای حمایت از تمدن های کهن شرقمیانه که با مردم، تاریخ و جغرافیای خود عجین هستند، از گروههای حاشیه ای، فرقه گرا و مذهب گرا حمایت میکنند و به همین دلیل است که از حکومت های دیکتاتوری نظیر مصر و برخی پادشاهی های حوزه خلیج حمایت کرده و در مقابل به طور مدام از رجب طیب اردوغان و نظام دموکراتیک تورکیه مرتبا انتقاد کرده و آن را شیطانی جلوه میدهند. بعضی از محافل بین المللی ممکن است نفع خود را در حمایت از سازمان های تروریستی بی ریشه در شرقمیانه که هیچ مشروعیت مردمی ندارند، ببینند. این در حالیست که حمایت از دولت های دموکراتیک و آزادیخواه ریشه دار در شرقمیانه در بلند مدت به نفع گروههای لیبرال و کثرت گرا در غرب، به نفع مردم شرقمیانه و نیز به نفع بشریت خواهد بود. تلاش برای حذف کشورها و جنبش هایی که تاریخ طولانی تمدن را پشت سر گذاشته و ریشه در این خاکها دارند، به هیچ وجه صلح و آرامش را برای منطقه به ارمغان نمی آورد. در این میان تجربه تورکیه که سالهای طولانی تحت پرچم امپراطوری عثمانی توانسته بود زمینه زندگی گروهها و ملت های مختلف موجود در شرقمیانه و شبه جزیره بالکان را در کمال صلح و آرامش فراهم کند، نباید فرامش کرد.

نویسنده: پروفیسور دکتور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید 

 

 

 



اخبار مربوطه