چشم انداز تمدن جهانی از دیدگاه تورکی چهارشنبه 2 حوت 1396 هجری شمسی - 8-

در کشوری که زندگی میکنید، 5 تن ازمسیحیان و یا یهودیان سوزانیده و کشته شوند، فکر میکنید جهان در قبال این موضوع چگونه واکنشی از خود نشان خواهد داد؟

چشم انداز تمدن جهانی از دیدگاه تورکی چهارشنبه 2 حوت 1396 هجری شمسی - 8-

چشم انداز تمدن جهانی از دیدگاه تورکی چهارشنبه 2 حوت 1396 هجری شمسی - 8-

در برنامه امروزی خویش میپردازیم به مطلبی تحت عنوان "بحران اورپا " به ارزیابی های پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم با یزید

لحظه یی با خود باندیشید، مسیحی ویا یهودی هستید، در کشوری که زندگی میکنید 5 تن ازمسیحیان و یا یهودیان سوزانیده و کشته شوند، فکر میکنید جهان در قبال این موضوع چگونه واکنشی ازخود نشان خواهدداد؟

در تاریخ دوم اکتبرسال  2017، 5 تن از تورکان مسلمان همرا با سه طفل خورد سال در اثر یک آتش سوزی عمدی در فرانسه جان باختند. این حادثه درکشور فرانسه و حتی همه جهان آنقدر ساده و بسیط تلقی گردیده در هیچ یک از رسانه های گروهی و مقامات ذیصلاح کشوره های اروپایی به آن آنجنانی که باید، وقعی نگذاشتند. حال اینکه این حادثه بالای یکی از خانواده های یکی ازکلیسا ها و کنیسه های کشورتان صورت میگرفت ویا مورد دهها حمله قرار گرفته و به آتش کشیده شود، چه واقع میشد وعکس العمل آنها در قبال ا« چه میبود ؟ درربع آخرسال2015مساجدآلمان24بارموردحمله قرارگرفته بود.

(http://gocvakfi.org/almanyada-cami-saldirilari/. )

هرگز کسی نمیخواهد که چنین اتفاقاتی درکشورش ویا هیچ کشوردیگری به وقوع بپیوندد. حتی مطرح کردن این سوال نیز بسیار دردناک است. ولی اگر این حوادث در کشوری که در آن زندگی میکنید، اتفاق بیافتد، عدم امنیت در کشورتان، موارد نقض حقوق و آزادی ها، تحت تهدید قرار گرفتن سبک زندگی مختلف انسانها، به رساترین شکل ممکنه به گوش جهانیان رسانده شده و به نحوی در اذهان بشر حک میشد. شما نیز شرمسار شده و به وضعیتی دچار خواهید شد که قادر به سر بلند کردن خواهید بود. ولی نگران نباشید. این اتفاقات نه در کشور شما بلکه در کشورهای اروپایی رخ میدهد. از این رو نه شما متوجه وقوع چنین حوادثی هستید و نه دنیا خواهد شد!

دیروز با یک اروپای معیارگذار اشنا بودیم در حالیکه...

اروپا تا قبل از این دوره یعنی چند سال اخیر این طور نبود. به ویژه با تجربیات تلخ جنگ جهانی دوم، اروپایی مورد بحث بود که مداما به همکاری، تفاهم و تعاون متقابل تاکید میکرد. نگرش مثبت  و طرز تفکر انسانی در آجندای کارهایش،  زمینه تولد اتحادیه اروپا را فراهم کرده بود. اتحادیه اروپا با همین همکاری و دستور کار مثبت برای از بین بردن جریان های فکری نژادپرستانه نظیر فاشیزم و نازیزم و همچنین تشویق ارزشهای دموکراتیک، حقوق بشر، برتری حقوق، آزادی های اجتماعی و اقتصادی در داخل و خارج از منطقه اش تلاش کرده و در همین راستا پیشرفت های مهمی را نیز کسب نمود. جایی که اروپا امروز به آن رسیده اگر چه نقطه ای است که این ارزشها یکی پس از دیگری زیر پا گذاشته میشود ولی تلاشهای این اتحادیه در حفظ معیارها و ارزشهای انسانی در طول تاریخ نزدیک انکارناپذیر است. اگرچه "جورج فریدمن" تحلیلگر آمریکایی در پژوهشی تحت عنوان "بحران اروپا"، از موفقیت اروپا در بین سالهای 1945 تا 1991 نه به عنوان موفقیت خود اروپا بلکه به عنوان صلح تحمیلی آمریکا و روسیه در اروپا نام برده است، ولی من با او هم عقیده نیستم. سیاستگذاری های اصولی اروپا در نتیجه درس عبرت گرفتن از رنجهای گذشته و تاثیر مثبت آن در منطقه غیرقابل انکار است.

برای فعلا ما با یک اروپای منزوی که تسلیم ترس هایش شده و ایجاد تهدید میکند مقابل هستیم...

ولی امروز متاسفانه چنین اروپایی وجود ندارد. با گذشت هر روزکشورهای اروپایی به منطقه ای تبدیل میشود که موج خارجی و مهاجر ستیزی در آن افزایش میابد. بلی احزاب فاشیستی و نازیستی رفته رفته افزایش میابد. احزاب نژاد پرست دیگر در جایگاه شریک دولتهای حاکم قرار دارند. از تعداد رهبران دارای عقل سلیم کاسته و به مرور به تعداد رهبران بی تدبیر و فاقد روح آینده نگری افزوده میشود. توهین به سبک زندگی متفاوت و حمله به عبادتگاه های انسانها دیگر اتفاقی عادی بوده و حتی فاقد ارزش خبری شده است. نظرسنجی های افکار عمومی در این کشور ها نشان میدهد که مهاجرین روز به روز خود را منزوی تر و طرد شده تر احساس میکنند.احزاب سیاسی نه با یک دستور کار مثبت که زمینه ارتقا کشور را فراهم کند، بلکه از طریق یک شیوه برخورد منفی نظیر مهاجرستیزی درصدد دست یابی به قدرت هستند. چنانچه به عنوان مثال در اتریش، یک حزب میتواند با وعده سطح "مهاجر صفر" درجه به قدرت برسد. با درنظر گرفتن این نکته که آنچه اتریش از حضور مهاجرین در این کشور به عنوان "تهدید" نام میبرد، یک فیصد آن چیزی است که ترکیه با آن مواجه است، خواهیم دید که اروپا تا چه حد تسلیم یک اقلیم ترس و وحشت شده است.  لازم به ذکر است که یک فیصد از 3.5 میلیون مهاجری که ترکیه از آنها میزبانی میکند، 35 هزار تن میشود!

امروزه اتحادیه اوروپا به فقدان عقلانیت دچار میباشد...

ممکن است کشورها به طور دوره ای گریبانگیر چنین بحران هایی شوند. در چنین شرایطی نهادهای دولتی و رهبران باتدبیراقدام به سیاستگذاری های دارای عقل سلیم کرده و از تعمیق این بحران های جلوگیری کرده ودرصورت امکان کشورهای خود از چنگ این بحران ها نجات میدهند.ولی با نگاهی به رفتاری که با مهاجرین، مسلمانان و ترکها دارند، واکنشی که نسبت به آنها از خود نشان میدهند و برخورد های اتهام آمیزشان، خواهیم دید که اروپا دچار یک انجماد فکری شده است. با اروپایی مواجه هستیم که دچار فقدان اعتماد به نفس وعقلانیت شده است. ظاهرا اروپا با تضعیف روشنگری برای غلبه بر دوره اسکولاستیک مواجه شده است.

اروپا نباید مهاجرین را مسئول این مسئله بداند

این وضعیت دراصل بحران اروپاست. مهاجرین، مسلمانان و ترکها مدتهاست که اروپا زندگی میکنند. امروز بر تعداد آنها افزوده نشده است. تغییری در سبک زندگی گروه های مختلف مهاجرین نیز ایجاد نشده است. اروپا دردوره ای که اقدام به معیارگذاری میکرد، به این گروه ها با یک دید مثبت مینگریست. حال آنکه اگر امروزنسبت این افراد از زبانی طرد کننده و اتهام آمیز استفاده میشود، باید منبع این مسئله را در بطن اروپا جستجو کرد. میتوان گفت پایه و اساس این بحران را رکود اقتصادی، عدم دستیابی به سطح مطلوب جهانی شدن و فقدان داشتن یک گذشته چند هویتی تشکیل میدهد.

باید گفت که اروپا قبل از جنگ جهانی دوم نیز وارد بحران مشابهی شده بود. اروپا در آن دوره نیز به علت تنگنایی که دچار آن شده بود قادر به تحلیل وضعیت خود نشده و آغاز به نگریستن به یهودیان با دید یک "مسئله " نمود. اروپا که از تفاوتها دچار هراس شده و شدت درک تهدید اش افرایش یافته بود، ترجیح داد تا هزینه ترس خود را از یهودیان دریافت کند. آنچه که اروپا بر سر یهودیان آورد و در جریان جنگ جهانی دوم خودش، منطقه اش و دنیا را به آتش کشید نشان داد که مسئله ربطی به یهودیان نداشته است. ولی تاوان سنگین عدم رویارویی اروپا با مشکلات و مسائل خود، را تمام دنیا پس داد. امروز نیز اروپا از طریق مهاجرین و مسلمانان اقدام به مباحثه خود و آینده اش میکند. اروپا اقدام به سیاستگذاری های محدود کننده آزادی های مهاجرین و مسلمانان میکند. از حملات متوجه به سبک زندگی و عبادتگاه های آنان  چشم پوشی میشود. روشنفکران و دولتمردان اروپایی برای جلوگیری از تکرر تاریخی و بازگشت به یک زندگی مرگبار باید بحران های موجود در این کشور را ریشه یابی کنند.

آیا ممکن است که اروپا از این بحران با موفقیت گذار نماید؟ این درصورتی امکان پذیر است که اروپا منشا این بحران را نه در مهاجرین، مسلمانان و ترکها بلکه در داخل خود جستجو کرده و با مپرابلمهای داخلی خود رو آورده آنرا مورد تشخیص قرار بدهد. من شخصا امیدی ندارم که اروپا بتواند از این بحران به تنهایی گذار موفقانه کرده بتواند. میخواهم به این موضوع در مقاله یی دیگری ارزیابی هایی داشته باشیم....

نویسنده: پروفسور قدرت بلبل  رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید

Ankara Yıldırım Beyazıt Üniversitesi Siyasal Bilimler Fakültesi Dekanı Prof. Dr. Kudret BÜLBÜL

 

 



اخبار مربوطه