نظری به آجندای امروز تورکیه و جهان دوشنبه 13 قوس 1396 هجری

مرزهای جهان غرب خونین است، مرزهای امروز دولتها با ریخته شدن خونهای بیگناهان زیادی معین و ترسیم شده اند

نظری به آجندای امروز تورکیه و جهان دوشنبه 13 قوس 1396 هجری

مرزهای جهان غرب خونین است.

برخلاف جمهوری چک و اسلواکیا و جنوب و شمال سودان، مرزهای همه دولتهای جهان، به جز چند کشور، متاسفانه بعد از مبارزات بزرگ، درگیری ها و جنگ های خونین ترسیم شده است. در اصل مرزهای امروز دولتها با ریخته شدن خونهای بیگناهان زیادی معین و ترسیم شده اند. اکنون به ارزیابی اردال شیمشک در این زمینه توجه شما را جلب میداریم:

ایا ریخته شدن این همه خون بیگناهان لازم بود؟  در حالیکه در تئوری چنین چیزی ضروری پنداشته نشده است. کلمه "دولت "درغرب از قرن شانزدهم  میلادی مورد استفاده قرار گرفت. اما این کلمه از هزاران سال پیش در شرق مورد استفاده قرار داشته است. در واقع از چندین هزار سال قبل در متون نوشته شده به زبانهای ترکی وچینی، درمورد مفهوم دولت میتوان نشانه های متعددی را مشاهده کرد. تا قرون وسطی دولت درجهان غرب هیچ مفهومی ندارد. در این جهان حاکمیت سیاسی براساس مالکیت زمین بیان شده است. درآن زمان، دولت در قالب کلماتی چون "tenv"تنف یا "te / ra"  بیان شده که در اصل به معنای زمین بوده است.

 

اصطلاح دولت برای اولین باردراروپا در قرن 15 در ایتالیا مورد استفاده قرار گرفته است. در اینجا مفهوم دولت برای توصیف ساختار یک سازمان سیاسی که در قالب یک جامعه خاص تشکیل شده مورد استفاده قرار داده میشود. پس از ایتالیا، این مفهوم به تدریج در سایر کشورهای غربی مورد استفاده قرار میگیرد. به این ترتیب از قرن شانزدهم بدینطرف، جهان غرب به طور کامل برای توصیف مفهوم حاکمیت سیاسی  از اصطلاح "دولت" بهره  مند میگردد. در حالی که درشرق، دولتها شعاع قدرت و قلمرو خود را گسترش داده و تبدیل به یک "امپراتوری" میشدند، مرزها در دنیای غرب با خون آبیاری میشد. همین وضعیت بد سبب شد تا در جهان غرب انسانها برای فرارازأوضاع مغشوش وخونین اجتماعی خود به سراغ پندار شهر های رویایی بروند و آن هم شهرهای رویایی که دردل خود یاس را به ارمغان می آوردند. از ادبیات تا متون سیاسی، نگرشهای مایوس کننده و تاریکی درباره آینده در دنیای غرب وجود دارد. تمام متون فلسفی غرب در برابر کلمه یوتوپیا یا شهررویایی خواه ناخواه به سراغ دیستوپیا یعنی ویران شهرمیروند. ویران شهرهایی که کاملا ترسناک هستند. همه نظریات سیاسی دولت از فوکویاما تا برژینسکی وسوروس، براساس مرزهای خونین تنظیم شده است. این مرزهابه صورتی خونین درهم میریزند ودوباره به گونه یی خونین شکل میگیرند. همین امرباعث شده تا دیستوپیاهای غربی گویی ازمتون فتوریستها منشاء بگیرند. ازکتاب "ما"ی یوگنی زامیاتین بگیریدتاکتابهای"سیلو"اثرهیوهوئی، "دختر"اثرپائولوباسیگالوپی، "ارباب بیدارمیشود" اثرجی. ولز، کتابهای"1984" و "مزرعه حیوانات " اثرجورج اورول، "فارنهایت 451" اثررابرت برادبوری و"دنیای جدید شجاع" اثرآلدوس هاکسلی دنیای سیاه وتاریکی دراینده متصورمیشودکه درتاروپود ضمیرناخوداگاه انسان امروزبافته میشود. به تعقیب اکثریت متون تاریک نگر، بشراز فطرت انسانی خود گام به گام دورمیشود وگویی تبدیل به کاشی هایی میشودکه برزمین چیده شده است. یکی از بزرگترین ویژگی های مشترک همه دست اندر کاران محافل تصمیم گیری که اینده جهان امروزرا تعیین میکنند این است که آنها نیزهمانندسلفهای خودآینده رادرقالب دیستوپیایی تاریک مینگرند. ترامپ رئیس جمهورآمریکا دردوران انتخابات ضمن متهم کردن دولت اوباما به درپیش گرفتن سیاست های خشن وتوسعه طلبانه کمابیش چنین میگوید: "ما سیاست هایی معطوف به ایالات متحده را اعلام و اعمال خواهیم کرد. ما به سراغ کاهش مقدارهزینه ها وشمارپایگاه های نظامی درجهان خواهیم رفت. " ترامپ حتی  در حساب توییتر شخصی خود مسئولیت تاسیس سازمان تروریستی داعش را برعهده دولت اوباما گذاشت و مدتی بعد آنرا پاک کرد. با این حال، ترامپ نیز وقتی به قدرت رسید، گام به گام، تحت تاثیر لفاظی های سیاسی رژیم قبل قرارگرفت. درحقیقت، اویک گام بیشترازأوباما جلورفت وبسیاری از نقاط جهان، به ویژه خلیج را به یک انبار تسلیحاتی مبدل ساخت. او ازسیاستهای سختگیرانه اوباما علیه دولت ونزوئلاعقب نکشید. این یک تصادف بسیار جالب خواهد بود، اما دولت ونزوئلاوهمچنین ترکیه دربرابرتغییرات مرزی خونین که توسط نظم نوین جهانی اعمال میشود، مقاومت میکنند. به نظرمیرسد که این مقاومت درترکیه از فرهنگ قدیم "شرق" ودر ونزوئلا از تجلیات فرهنگ آمریکای لاتین نشات میگیرد. البته دربروز این مقاومت هیچ تصادفی وجود ندارد چراکه فرهنگ لاتین خیلی نزدیک به درک انسان درشرق است. متاسفانه ایالات متحده امریکا همچنان علیه این دوکشورفشارهای متعددی را به شیوه های مختلف تحمیل میکند. مثلا در قضیه رضا صراف که به مثابه یک ابزار کاملا سیاسی علیه ترکیه است وفاقدهرگونه زمینه و استدالال حقوقی است، تنها نمونه ای کوچکی ازفشارهای یکجانبه ایالات متحده علیه انقره  میباشد کاملا روشن ومشهود است. نظم جهانی جدید مرزهای خونین را برما تحمیل میکند. اما ما در برابر این فشارها شکست نخواهیم خورد. "فرهنگ شرق" هرجایی که گام مینهد خود را با محیط سازگار میکند و همانند "فرهنگ غرب"، متصرفات خود را ویران نمیکند. البته این یک تصادف نیست که مرزهای اکثر کشورهای شرقی  که از صدها سال بدینطرف ترسیم شده اند تحت تاثیر اقدامات غربیها قرار نگرفته اند.  درمرزهای ما هیچ جنگی وجود ندارد. چراکه مرزهای ما را جغرافیا، انسان و فرهنگ تنظیم و ترسیم  کرده است. با اتکا به این معنا، اگر ما در مقابل پروژه های جدید و خونین که غرب در سوریه و شرقمیانه  مورد اجرا قرار داده است، مقاومت کنیم، میتوانیم پروژ ه های آنان  را درهم بشکنیم. ما با عرفان قوی وغنی خود میتوانیم این بازی را نیز توقف داده جلو پیشرفت نا معقول انرا بگیریم.

 

 

 



اخبار مربوطه