نظری به آجندای تورکیه و جهان دوشنبه 15عقرب 1396 هجری

"همدلی از هم زبانی بهتر است" عنوان مقاله ایست به قلم ابراهیم کالین سخنگوی نهاد ریاست جمهوری ترکیه که در روزنامه دیلی صباح به تاریخ 04.11.2017 منتشر شد

نظری به آجندای تورکیه و جهان دوشنبه 15عقرب 1396 هجری

به گزارش سایت اینترنتی اتنالوگ Ethnologue یکی از مهمترین منابع در زبان شناسی جهان، در سطح جهان بیش از 7 هزار زبان زنده وجود دارد. برخی از این زبان ها از سوی صدها میلیون انسان بکار میرود و برخی ها در جوامع بسیار کوچکتر تکلم میشود. بیست و سه زبان از سوی بیش از نیمی از جمعیت جهان تکلم میشود. هدف و کاربرد تمامی زبانها یکی است. تمام زبانها برای تبادل افکار، مفاهیم و احساسات بکار میرود. در دنیای متنوع زبانها، ما هم به خود و هم به دیگر انسانها نظرات و احساساتمان را بیان میکنیم. مفهوم رفتارمان را با کلمات وجملات مشخص میکنیم. ولی آیا سخن گفتن به زبان مشترک، همیشه امکان بیان دقیق افکارمان را فراهم می آورد؟

گاهی سخن گفتن به زبان مشترک نمیتواند از عهده درگیری ها و سوء تفاهمات برآید. درست در همین نقطه برای دست یابی به قلب و ذهن دیگر انسانها به چیزی فراتر از قابلیت های زبانی احساس نیاز میشود. در این نقطه همانطور که مولانا جلال الدین رومی نیز گفته "سخن گفتن با زبان دل بسیار برتر از سخن گفتن به یک لسان" است. تفکرات پرمفهوم نه تنها در اذهان بلکه در صورت دسترسی به قلوب معنا می یابد. اگر نظرات با زبان دل بیان شود، هم در روح ها و هم در اذهانمان تاثیرگذار خواهد بود.  سخنانی که از دل بر می آید تنها زمانی که به دل فرد مقابلمان راه  مینیشند که به گوش دل شنیده شود. یعنی سخنی که از دل برآید بر دل نشیند. یعنی باید دلهایمان را برای سخن گفتن با دیگر دل ها تربیت کنیم. مولانا بر این باور است که انسانها از زمان تولد صاحب چنین استعدادی هستند.  در واقع از زاویه سنت اسلامی بنگریم، قلب نیز ارگانی مهم به اندازه عقل است. قلب تنها مکان احساسات نیست. قلب جای نگهداری مفاهیم، نظرات و تفکرات نیز هست. یکی از اشتباهات سنگین فلسفه مدرن این است که تصور میشود که قلب انسان ملکه ای است که صرفا با احساساتمان در ارتباط می باشد. عقل و قلب دشمن یکدیگر نیستند.  برعکس هویت انسان را شکل داده و به کمال میرساند. در صورت نبود یکی، انسان خام و ناقص میشود. عقل و یا منطق به تنهایی قادر به بیان تفکرات و احساساتمان نخواهد بود. زیرا ما موجودی بسیار فراتر از "دستگاه های متفکر" هستیم. ما انسانهای متفکری هستیم که میتوانیم یکجا با دیگران احساس کرده، دعا کرده، گریه کرده، خوشحال شده و در زمینه علت موجودیتمان در دنیای فانی تفکر کنیم.

قلبمان به تنهایی برای بیان آشکار نظرات و تفکراتمان کافی نخواهد بود. قلب و عقل، زمانی که متحد شوند، ما را به ذات واقعی مان خواهد رسانید. ما با عقل و لسانمان مفاهیم را خلق میکنیم. علاوه بر این میتوانیم به عمق مفاهیم دست یابیم. ما برای معنا دادن به اشیاء با چارچوب ذهنی نزدیک می شویم. ولی این نیز صحیح است که اشیاء نیز خود را به شکلی حائز معنا و ارزش در مقابلمان ظاهر میشوند. به همان شکلی که معنا میدهیم، میتوانیم از معنا و مفاهیم نیز پرده برداریم. اینجا نقطه ای است که عقل و قلب از یکدیگر تغذیه کرده و درکی کامل از حقیقت را تقدیم ما میکند. مولانا  برای چه سخن گفتن به زبان دلی واحد را ترجیح داده بود؟ دلیل اش بسیار ساده و به همان اندازه عمیق است. انسانهایی که به یک زبان سخن میگویند، ممکن است افکار متفاوتی داشته باشند ولی زبان دل میتواند از عهده سوء تفاهمات برآمده و با تقویت قدرت درک انسانها، بشر را به سطح بالایی از درک برساند. این وضعیت به نظاره کردن بر یک دره بزرگ از فراز کوهی مرتفع شبیه است. هر قدر که به ارتفاعات بلندتری دست یابیم، درکمان نیزعمیق تر خواهد شد. و این درک عمیق است که چراغی روشن در طول راه زندگی خواهد بود. این ارزشها و اصول است که جوهر وجود انسان را آشکار میکند. دلیل جذابیت جهانی مولانا علیرغم اینکه اکثر اشعارش را به یک زبان و در مکانی مشخص سروده، همین مسئله است. مولانا نیز مانند تمام متفکرین، رسیدن به معنا و مفهوم پایدار جهانی را مورد هدف قرار داده بود. مولانا بیش از شکل به دنبال درک مفهوم بود. ولی در این راه از شکل و طرز نیز غافل نشد. در نتیجه مولانا شاعری است که توانسته عمیق ترین مفاهیم را هنر شعر درآمیخته و با حکایات جذاب بیان کند. او می دانست که آنچه جاودانه است، چیزی جز مفهوم نیست. مفهوم به ما آزادی میبخشد.

 

 



اخبار مربوطه