نظری به آجندای ترکیه و جهان

راههای جدید انرژی و بحرانهای جدیدا ایجاد شده از جانب قدرتهای استعماری جهان

نظری به آجندای ترکیه و جهان

تغییر مالکیت جزایر مصری تیران و صنافیر در بحیره مدیترانه و شرقمیانه تاثیرات مهمی برجای خواهد نهاد. ازچندین ماه بدینطرف درمورد واگذاری جزایر مصری تیران و صنافیر به عربستان سعودی مباحثاتی درحال انجام است. انتقال مالکیت این جزایر به عربستان، حتی در میان طرفداران کودتای السیسی نیز سبب بروز بحثهای جدی شده است. بسیار جالب است که در این زمینه نه تنها در جهان غرب، بلکه در شرق میانه  نیز صدایی برنخاسته و مقاله ای نوشته نشده است. تغییر مالکیت جزایر مذکور در بحیره مدیترانه و شرقمیانه تاثیرات مهمی برجای خواهد نهاد. به نظر میرسد که این تحول در اینده دست کم در زمینه بازار انرژی نتایج ملموسی به بارخواهد آورد. دو جزیره تیران و صنافیر، خلیج عقبه را به بحر احمر متصل می کند و فاصله بسیار اندکی با شبه جزیره سینا دارد. راه بحری بین این دو جزیره قبل از واگذاری به عربستان سعودی در حقوق بین المللی بحری به صفت "راه بحری درون مصری" معروف بود. با تغییر مالکت این دو جزیره، خلیج عقبه و قسمت دخولی بحیره احمر از وضعیت سیاسی –حقوقی متفاوتی برخوردار خواهد شد و میتواند برای برخی از کشورها عواقب بخصوصی به همراه آورد. اما سئوال اساسی اینجا است که چرا جزایر تیران و صنافیر که فاقد هرگونه ارزش معدنی و زراعتی هستند به رغم مخالفتهای مردم مصر از سوی حکومت قاهره به عربستان واگذار شدند؟

پاسخ به این پرسش را در قالب نکته نظراتی که چیده خواهد شد، خواهیم داد:

با واگذاری جزایر مصری تیران و صنافیر به عربستان سعودی، در حال حاضر این مسیر به یک "راه آبی بین المللی" تبدیل شده است. بنابراین همه کشورها میتوانند کشتیهای خود را ازدرون خلیج عقبه بدون پاسخگویی به هیچ کشور ویژه ای عبورو مرور کنند.  در چنین شرایطی تسلط مصر بربخش ورودی خلیج عقبه به طور کامل به پایان میرسد و رفت وبرگشت در این خلیج تحت هیچ کنترلی نخواهد بود. در این نقطه، بندرگاه الیات اسرائیل وجود دارد. در روبروی این بندر نیز در بحیره مدیترانه، بندر اشدود اسراییل قرار دارد. تردیدی وجود ندارد که اسرائیل قصد دارد در اینجا راه آهنی بین بنادر ایلیات و اشدود احداث کند و جایگزینی برای مسیر کانال سویز فراهم نماید. بنابراین کانال سویز منحیث مهم ترین منبع  مالی مصر خواه ناخواه با یک الترناتیف جدید مواجه خواهد شد و زمینه برای فرسایش و در نهایت فروپاشی اقتصادی مصر فراهم خواهد گردید. در راستای این اقدام بندر ایلیات یکی از مهمترین بنادر شرقمیانه خواهد شد و دارای وضعیتی بین المللی خواهد گردید. اما از همه مهمتر گشوده شدن دربهای بحر احمر به روی اردوی اسراییل است. از این بعد شاهد اخبار بحرانهای ناشی از پهلو گرفتن و لنگر انداختن کشتیهای جنگی اسراییل در یکی از سواحل سومالیا، یمن و یا دیگر کشورها در این منطقه خواهیم بود. ولی به یاد باید داشت که این وضعیت برای اسراییل آلترناتیف جدیدی در زمینه تاسیس خطوط نوین انرژی دست و پا خواهد کرد و به این ترتیب طرح کشورهای روسیه و خلیج برای تاسیس خطوط انرژی از طریق ترکیه ضربه بزرگی را متحمل خواهد گردید و اقتصاد روسیه را نیز دچار آسیبهای جدی خواهد کرد. اردو و قوه قضاییه مصر در برابر اقدام السیسی به فروش جزایر تیران و صنافیر از خود مقاومت گسترده ای نشان دادند. اما مجلس مصر که از سوی السیسی دستچین شده است اقدام به تایید توافقنامه میان مصر و عربستان سعودی نمود و توافقنامه مذکور نیز به سرعت مورد اجرا قرار گرفت. اما، چشم پوشی رسانه های جهان بر چنین واقعه مهمی قابل درک نیست. در کشورهایی چون عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین تأثیر قدرت سیاسی بر روی رسانه ها امری غیر قابل انکار است. در خلال این اتفاقات شبکه الجزیره قطر و خود قطر در محاصره ای جدی قرار داشت و درتلاش حفظ موجودیت خود بود. اکنون باید فهیمده باشیم که یکی از دلایل اصلی درخواست تعطیلی شبکه تلویزیونی الجزیره قطر همزمان با این رویدادها چه بود؟! شبکه الجزیره، بازیهای در حال انجام در شرق میانه را کشف و افکار عمومی جهان عرب را از آن آگاه میکرد. به این ترتیب شبکه الجزیره تبدیل به نخستین هدف پادشاهی های موجود درحوزه خلیج گردید. این در حالی است که ایالات متحده آمریکا، پنج روز پس از اینکه قطر را به حمایت از تروریزم متهم کرد، اقدام به فروش اسلحه به میزانی بیش از 10 میلیارد دالر به قطر نمود که این موضوع سبب شگفتی جهان شد. این امر باعث شد تا از ایالات متحده آمریکا پرسیده شود که این کشور چگونه پس از همکاری با تروریستهای PYD / YPG در سوریه اکنون به تجارت با کشوری میپردازد که خود مدعی حمایت آن کشور از تروریزم است؟! اما واقعیت امر در این نکته است که قطر نه تنها از تروریزم داعش حمایت نکرد بلکه بعد از ترکیه دومین کشوری بود که در برابر تروریستها ایستادگی نمود. حتی اینکشور برای غیرنظامیان در سوریه میلیاردها دالر کمک بلاعوض ارسال کرده است. پرسش اصلی اینجا است: "چگونه ممکن است که آمریکا بعد از فروش میلیاردها دالر سلاح به قطر متوجه شد که دوحه از تروریزم حمایت میکند؟!  " با واگذاری صنافیر و تیران به عربستان سعودی راه جدیدی پیش روی خطوط انرژی مورد نیاز برای اروپا گشوده شد. فراموش نکنیم که اسراییل بارها همراه با بخش یونانی نشین قبرس اقدام به اکتشاف ذخایر نفت و گاز در بحیره مدیترانه کرده است. به نظر میرسد که آمریکا و اسراییل در حال فراهم کردن راه جایزگزینی برای انتقال خطوط گاز به اروپا هستند. مشاهده میکنیم که به تعقیب این اتفاقات نیز آمریکا اقدام به ساقط کردن یک طیاره جنگی سوریه کرد و روسیه نیز به سرعت اسمان سوریه را به روی طیاره های ائتلاف مسدود نمود. آنچه که به ذهن متبادر میشود ان است که بحران ساختگی قطر برای پرده پوشی واگذاری این دو جزیره استراتژیک از جانب مصر به عربستان ایجاد شده است. طبعا وقوع بحران قطر صرفا به خاطر این پرده پوشی نبود بلکه در ورای ان دلایل متعدد دیگری نیز وجود دارد.



اخبار مربوطه